در
گاتها واژه « ارمُیتی » چهارمین فروزه اهورامزدا میباشد که معنی آن به
زبان پارسی «آرامش» است. آرمیتی یا سپنتا آرمیتی که در "گاتها 40 بار از آن
نام برده شده در دستور زبان اوستائی موئنث ( مادینه) میباشد . واژه گاتائی
سپنتا آرمیتی که در اوستا به « سپندار مز:» یعنی ایزد بانوی نگهبان زمین
تبدیل گردیده است.
آرمَیتی به چم فروتنی، بردباری و فرمانبرداری است و این امشاسپند را نماد و نشانهای از این معانی و افزون بر آن، ایمان و فداکاری و مهر و محبت دانسته اند که یاری رسان و پشتیبان زنان نیک و پارسا به شمار میرود. برپایه باورهای مزدیسنا، سپندارمزد موکل بر دوازده ماه سال و پنجمین روز از هر ماه است.
از سوی دیگر سپنته آرمَیتی در نقش مادی خود نگهبان زمین شناخته میشود و به دلیل ویژگیهای همسان و زیبای زمین با زن مانند زایندگی، فروتنی، مهربانی، بردباری و مهر و محبت، سپندارمز، روز زن و زمین نامیده میشود.
جایگاه آرمَیتی در نزد اهورامزدا به گونهای است که ایزدان و ایزد بانوانی چون آبان، آناهیتا و ماراسپند به همکاری وی گمارده شده اند و به فرمان اهورا با این دستیاران مینوی، زمین پاک نگاه داشته میشود. این ایزد بانو به همراه دستیاران خویش و دیگر مینویان با تیرگیها میجنگند تا خورشید را در روز دیگر از خاوران بیرون بیاورند.
این ایزدبانو جایگاه ویژهای نزد ایرانیان باستان داشتهاست. در این باورها، فرمانِ برداشتن تیروکمان از سوی وی به آرش داده شد تا به آن مرز ایران و توران تعیین شود. و دربخشی دیگر سپندارمزد با رخصت از منوچهر به پرسشهای افراسیاب بد کنشت پاسخ گفت و آب به ایران شهر باز آمد...
از آنجا که در باورهای مزدیسنی، انسان و طبیعت برای همکاری با یکدیگر در جهت بهتر و نو کردن جهان مادی و مینوی آفریده شده اند و می بایست در این هماهنگی، بنیان اهریمن را در هم شکنند، ارج گذاری به تک تک آفریدگان اهورامزدا، امری ایجابی و مهم شمرده شده است. از اینرو جایگاه و مقام زنان نیز در ادبیان فولکلور ایرانشهری با نمادهایی ایزدی (سپنتا آرمیتی) نشان داده شده است و نه تنها در جشن اسفندگان بلکه در همه فصول زندگی، تقدیر و ارج نهادن به این مقام، یکی از خویشکاری های بهدینان می باشد و مقایسه کردن این جشن و جایگاه زن با مراسمی برگرفته شده از هویت مسیحی، کاری ارزشمند از دید فرهنگی نیست.
آرمان اشو زرتشت آن بوده که همه مردم جهان در راه برقراری حکومت خداوندی و یا حکومت راستی به تلاش و کوشش بپردازند چه فقط با برقراری حکومت راستی است که انسان قادر می گردد کلیه مظاهر فساد را که از دروغ و یا دروج سرچشمه می گیرد از بین بردارد و حق را بجای باطل بنشاند.
به "خشترا وئیریا" در زبان پارسی "شهریور" گفته می شود. از این واژه در گاتها 62 با یاد شده است.
« خشترا وئیریا نیروی فرمانروایی به سهش های (احساسات) ویرانگر در جهان درونی انسان است »
آنچه اهمیت دارد این است که بدانیم که چگونه
می توان این مفاهیم را در زندگی بکار برد. گذشتگان ما بر اساس این اندیشه
ها بود که در جهان پیشروانه گام برمی داشتند. این باورها بود که در گذشته ی
دور فرهنگ ایرانی را ساخته اند و تا به امروز پیش برده اند. براستی هم هر
زمان که این اندیشه های والا جایگاه راستین خود را پیدا کرده است ، ایران
توانسته است که مراحل کمال و ترقی را طی کند.
هنگامی که عرفان و فلسفه ی
1400 سال گذشته را نگاه کنیم ، رد پای سه امشاسپند وهومن ، اشا و شهریور
را در آن خواهیم یافت. آنها را عقل و عشق و اراده نامیده اند.در کتابهای
فلسفی به نام حکمت و رحمت و قدرت آمده است. عقل یا حکمت ، نمودار وهومن
است. رحمت یا عشق ، نماد اردیبهشت است و شهریور نماد قدرت است.
این نیز
گفتنی است که عاملی که در ما سبب پیشرفت می شود ، آزاد منشی است. آزاد
اندیشی اندیشه را بالا می برد. ما باید به این عامل احترام بگذاریم. باور
پیام آورمان نیز همین است. زرتشت برای اندیشه ی انسان ارزش واقعی قائل بود.
راه دین را این می دانست که اندیشه را روشن کند. این راه بسیار دشواری
است. اشو زرتشت در 4 هزار سال پیش آغاز کرد ، اگر چه می دانست که به سادگی
نمی توان انسان را به این راه رساند. برای همین است که در گاتها آرزو شده
که سوشیانت ها بیایند تا بتوانند راه او را ادامه بدهند.
باید با آزادی اندیشه گام برداریم و از هر چیزی که چنین توانایی را از ما بگیرد ، دوری کنیم. بر همین پایه است که در دین زرتشتی ، امر و نهی وجود ندارد. ما امر و نهی نداریم ، آگاهی و آگاهاندن داریم تا انسان ها بتوانند با کمک اندیشه درست ، مفاهیم را درک کنند.
موبد سروش پور