آتشکده

نور یا آتش پرستش سو ،مفهومی غیر مادی ونماد جنبش ،خرد و روشنگری برای تشخیص خوب از بد است.

آتشکده

نور یا آتش پرستش سو ،مفهومی غیر مادی ونماد جنبش ،خرد و روشنگری برای تشخیص خوب از بد است.

گات ها


 

 گات ها

 

 دین راه درست زیستن است و درست زیستن با نیک اندیشی آغاز می شود.

 

 گاتهای اَشو زرتشت، نیک اندیشی، نیک گفتاری و نیک پنداری را می آموزد.

 

 گات ها اندیشه های مینوی ( معنوی ) و زبان آن ، زبان اَهورایی است. گات ها هم

 

 چـون اَهـورا مَزدا ، دانـایی و روشـنایی بی کرانی است که تـنها با چشم دل ، گوش

 

 وجدان و داوری خـِرَد ، دیدنی شنیدنی و دریافتنی است.

 

 رازهـا و اشـارات گات ها ، زیـبا سخنانی انـدیشه زا هستـنـد که توسن پـنـدار را در

 

 آسمان راستی به جولـان آورده و جوینـدگان نیکی و سازندگی را ، شادی و رسایی

 

 می بخشد.

 

 گـات ها با انـدیشه های فـراوانی سروکار دارد. به خُرد و ریز نمی پردازد. سلامـت

 

 روان و بدن را با هم لازمه ی نیک زیستن می داند و آن گونه رفتاری را اندرز می

 

 دهد که به جان و تن زیان نرساند.

 

 گاتها از خِـرَد و منـش نیک(وهـومن یا بهمن)از راسـتی و داد ( اَشا یا اردیبهشت)

 

 از توان سازنده و نیکو(خـَشـترا یا شهـریـور)،از آرامش و مهر فـزاینـده ( سـپـَنـتا

 

 آرمیـتی یا اسفـند)، از خداشـناسی و رسایی ( هـَ اُروَتات یا خـرداد) و از بیـمرگی و

 

 جاودانگی (اَمِرتات یا اَمرداد) و از هرآنچه والـا فروزه هـایی خدایی اند ، سخن می

 

 گوید.

 

 گات ها از آزادی گزینـش (اختیـار) ،از هنجار انگیـزه و شده(قانون علت و معلول)

 

 از بهره وری از کارکرد زندگی(بهشـت و جهنم)،از داد (عـدل) اَهـورایی گفت و گو

 

 می کند.

 

 گات ها از آفرینش و روان فزاینده (سِـپـَنـتامیـنیـو) که گوهـر اَهـورایی است ، و از

 

 تازه شدن جهان(فرَش کرت) که امید آدمی برای نیکو زیستن است، آکاهی می دهد

 

                  گات ها پایه های دین راستین را می آموزد ؛

                

                     راه درست اندیـشیـدن و درست زیستـن.

 

                             ( دکتر فرهنگ مهر -  خرداد 1368 – بوستن )

گفتار اشو زرتشت

  گفتـاراشو زرتشـت

 "خورشیـد باش تا اگر خواستی بر کسی نتابی ، نتوانی".

 

 "اَهـورای دانا بهـتـرین نیکی را به کسـی ارزانی می دارد که آسایـش خود را در آسایـش دیگـران جستجـو کند".

 

 "قـدرت آتـش اَهــورایـی در راسـتی اسـت ، و نـه در سـوزانـدن و

مجـازات."

 

"خـداونـدا خواسـت من این است که با پیـمـودن راهـی که تـو نشـان

 داده ایی ، به تو بپـیـونـدم و با تو یکی شـوم".

 

 "اشک هـای دیگـران را به نگـاه های پـراز شـادی تبـدیـل نمـودن،

بهتـریـن خوشبختی هـاسـت"

 

"خـِـرَد خـود را به کار بـریـد تا عـارف به نیک و بـد شـویـد".

 

 "یا اَهـورا مزدا،راز مهــرورزیـدن ، مدارا کردن و نیک اندیشیدن

را به من بنما ".

 

 "کسی که بـرای دیگـران خواستار روشنایی است ، روشنایی به او

ارزانی خواهـد شـد".

 

"در نبـرد با تاریکی هـرگزشمشیـر مکـش. آتـش بـرافـروز".

 

 "نیک او که از نیکِ او هـر کـس را نیکی اسـت".

 

 "تو گوهـر آفـرینشـی... نه سـر آغـازی ونه سرانجام.

                          هـم سـر آغـازی و هـم سرانجام".

 

 "پـاداش هـرکس از کردار او،ازاندیشـه و وجـدانش ناشی میشود".

 

 "آدمی باید به کرداری که انجام می دهـد، شناخـت داشـته باشـد".

 

 "هـیـچ کس بـردیگـری برتـری نـدارد مگـر از راه پارسایی".

 

 "با دلیـری سخـن درست و حق را به گـوش همگان رسانیـد".

 

راستی آیا؟؟؟



باید از رود گذشت
باید از رود
اگر چند گل آلود
گذشت
بال افشانی  آن جفت  کبوتر  را
در افق می بینی
که چنان بالابال
دشت ها را با ابر
آشتی  دادند ؟
راستی  آیا
می توان  رفت و نماند
راستی  آیا
می توان شعری  در مدح
شقایق ها خواند ؟

دکتر شفیعی کدکنی