پیروان آیین اشوزرتشت که خود را مزدیسنی یعنی پرستندگان مزدا
( خداوند ) نیز میگویند ، در نیایشهای خود با تن و روانی پاک ، رو به
سوی روشنایی ، خداوند را سپاس گفته و نیایش میکنند . زرتشتیان به گاه
نیایش ، زندگی سرشار از آسایش و بهروزی را برای همه نیک اندیشان و نیک
کرداران جهان آروز میکنند و آتش را در کنار سه عنصر دیگر آب ، خاک و هوا
گرامی میدارند و از آتشکدهها به نشانه پرچم مهر و پاکی در محل زندگی خود
پاسداری میکنند . آنان به هنگام نیایش از روشنایی آتش نیز همانند نورهای
دیگر ، به عنوان پرستش سو ( قبله ) بهره میگیرند .
زرتشتیان باور دارند که آتش نماد « اشا »
و از بین برنده ناپاکیها و روشن کننده تاریکیهاست و همواره به سوی بالا
میرود و خود میسوزد و دیگران را نور و گرما و انرژی میبخشد و چرخهای
صنعت و پیشرفت را به چرخش میآورد . آتشِ درونی انسان که اندیشه او را به
خرد بیپایان اهورایی پیوند میزند ، نیز میتواند این فروزهها را آموخته و
به دیگران بیاموزد . زرتشتیان آتش آدریان ورهرام که از آتش نیاکانی و 16
آتش صنوف گوناگون تهیه شده را به عنوان نماد یا پرچم هویت دینی خود
میدانند و گرامی داشته و به آن افتخار میکنند .
آتشکده به مجموعه
آدریان و کتابخانه و مدرسه و سالنهای وابسته به آن گفته میشود که آتش عشق
و دانش و مهر و خرد و هماهنگی و همازوری میآموزد و اشویی را گسترش میدهد
.
شناخت
خداوند ، پرورش و پویایی ویژگیهای اخلاقی و نزدیک شدن به اهورامزدا و
سپنته من شدن ، مهمترین هدف سفارش شده اشوزرتشت در زندگی انسان است . این
پیامآور ایرانی باور دارد که انسان رفتار خود را به شش فروزهای که از
خداوند سرچشمه گرفته هماهنگ سازد ، گذری به هفتمین مرحله نیز خواهد داشت و
به جایی خواهد رسید که به جز خدا نخواهد دید .
نخستین گام در نزدیک شدن
به اهورامزدا ، « وُهومن» یا منش نیک است . این واژه در زبان پارسی به
بهمن تبدیل شده است . نیک اندیشی یکی از فروزههای ذاتی خداوند است و از
دادههای اهورایی به انسان است و هر آدمی باید در خود پرورش دهد .
گام
دوم ، گزینش « اشهوهیشته » یا بهترین اشویی است که در زبان پارسی به
اردیبهشت تبدیل شده است . اشویی در ذات خداوند ، راستی و هنجار مطلق و
توانایی نظم بخشیدن است . پرورش این فروزه در انسان نیز کوششی برای هماهنگی
در رفتار بر پایه اشویی ، یعنی پیوستن به راستی است .
« خشتره وییریه »
که به زبان فارسی به شهریور تبدیل شده است توانایی مینوی و شهریاری بر
خویش معنا میدهد . فروزه توانایی در انسان ، گزیدهای از توانایی مینوی و
شهریاری بر خویش معنا میدهد . فروزه توانایی در انسان ، گزیدهای از
توانایی ذاتی خداوند به گونه محدود و متناهی است که باید پرورش و افزایش
یابد . توانایی گذشت و مهربانی ، توانایی کنترل رفتار ناهنجار با هماهنگی
بین احساس و خرد ، توانایی پیروی از هنجار اشا ، توانایی دفاع از حق و
مبارزه با دروغ ، توانایی رسیدن به آزادی و آزادمنشی و ... را شامل میشود .
گام چهارم ، فروزه مهرورزی است که در گاتها با « سپنته آرمیتی » بیان
شده و در فارسی به سپندارمذ یا اسفند تبدیل شده است . در بینش اشوزرتشت
رابطه بین انسان و خدا بر مبنای دوستی و محبت است نه از روی ترس و بیداد ،
بل از روی شناخت و دوستی است ، پس بر انسان بایسته است تا فروزه مهرورزی را
در خود افزایش دهد . وفای به عهد ، خویشتن داری ، گذشت ، فروتنی ،
بخشندگی و دهشمندی از پرتوهای این فروزه هستند .
فروزه بعدی در پیام
اشوزرتشت به صورت « هَه اَوَروَتات» و در فارسی به گونه خرداد بیان شده است
. دانش اندوزی انسان را برای رسیدن به مرحله رسایی و کمال یاری نموده و او
را به تدریج به انسان آرمانی نزدیک خواهد کرد . در بینش اشوزرتشت رسایی (
خُرداد ) با جاودانگی ( امرتات یا اَمُرداد ) که ششمین مرحله کمال است ، به
هم پیوسته هستند . به این معنا که اگر انسان به رسایی برسد ، خود به خود
به « بی مرگی » نیز خواهد رسید . « اَمِرَهتات » که در فارسی به اَمُرداد
آمده ، جاودانگی معنا میدهد . بیگمان این فروزه از ویژگیهای ذاتی خداوند
است ، اما انسان نیز بر پایه نظامی که در آفرینش او پیشبینی و برقرار شده
است ، به گونهای دیگر میتواند به جاودانگی برسد .
هفتمین گام در راه
عرفان زرتشتی و شناخت کامل اهورامزدا ، رسیدن به مقام انسان کامل یعنی «
سپنته من » است که نور حقیقت و ندای اهورایی را دریافته و چون مشعلی فروزان
، نهاد و دیده دل عارف را روشن خواهد کرد . فروزههایی چون کار و کوشش و
پاکی و راستی ، تواناییِ سازندگی و ابداع و مهرورزی پویا خواهد شد تا رسایی
و پایندگی در نهاد او فزونی یابد و به خدا نزدیک شود .
در راستای قانون اشا ، انسان در برابر جهان هستی و آنچه در آن روی میدهد مسئول است و باید از تخریب منابع مادی و معنوی جهان هستی بپرهیزد . یکی از نمودهای اندیشه نیک که در این آیین بر آن بسیار سفارش شده ، حفظ محیط زیست است . بر همه زرتشتیان پاسداشت زیستگاه خود و گرامی داشت چهار « آخشیج » پاک کننده که آب ، آتش ، خاک و هوا میباشد ، بایسته است و آلوده کردن و بهرهگیری نادرست یا بیهوده از آنها ، جزو کارهای ناشایست در باور بهدینان به شمار میآید .
در
آیین زرتشت ، انسانها از هر نژاد ، ملیت و قوم و با هر زبان و رنگ پوست و
هر دین و عقیده از حقوق برابر برخوردارند . برتری طلبی دینی ، قومی و
نژادی ، در این آیین نیست . زرتشت تنها عامل برتری را پایبندی به قانون اشا
و پیروی از پندار ، گفتار و کردار نیک میداند . از دیدگاه اشوزرتشت ،
خداوند ، همه انسانها را از نعمت خرد برخوردار ساخته و وجدان داده و آزاد
آفریده است . تا با بهرهگیری از اندیشه و دانش خویش ، دیدگاه و پیشنهادهای
گوناگون را مورد ارزیابی قرار دهند و با اختیار کامل بهترین راه را در
زندگانی بر گزینند . چنان که انسانها از آزادی اندیشه و بیان برخوردارند ،
از حق آزادی در انتخاب دین و آیین نیز بهرهمند هستند . وقتی انسانها از
حقوقی مساوی برخوردار باشند ، زن و مرد نیز در تمام مراحل مادی و مینوی
زندگی حقوقی برابری دارند .
خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد ( گاتاها)
واژه
جشن از ریشه « یسن » و به مفهوم ستایش خدا میباشد . دین زرتشت ، آیین
شادمانی است . از این رو ، پیروان زرتشت شاد بودن و خوش زیستن را بر
گزیدهاند و از افسردگی و سوگواری دوری میکنند . در این آیین جشن و سرور ،
یکی از راههای نیایش و ستایش خداوند و نزدیک شدن به اوست ، به همین
انگیزه زرتشتیان ، جدای از جشنهای نوروز ، مهرگان و سده ، جشنهای ماهیانه
هم دارند و آن روزهایی است که نام روز و ماه ، برابر میشود و جشنهای
گاهانبار که به داد و دهش میپردازند و بار میدهند و داد میگسترانند .
پیامبر
ایرانی ، پیروان خود را شادمان و خشنود میخواهد زیرا در پرتو این
فروزهها ، تن انسان نیرومند و روان او شاد میشود ، در نتیجه شوق به کار و
کوشش در آن فزونی مییابد . در بینش اشوزرتشت خوشبختی و آسایش واقعی تنها
با کوشش به « نیکی کردن از راه راستی » به دست میآید و هرگز انسانی که از
راه ناشایست خود را خوشبخت میسازد ، به خرسندی واقعی دست نخواهد یافت .
در باور سنتی زرتشتیان ، وجود انسان
از پنج گوهر تشکیل شده که به هم پیوستهاند و از تاثیر آنها بر یکدیگر ،
پویندگی و بالندگی در فرد سرچشمه میگیرد . این پنج جزء عبارتند از : تن و جان که مربوط به جهان مادی است و روان ، قدرت دراکه ( خرد و وجدان ) و فروهر که مربوط به جنبه مینوی سرشت آدمی هستند .
واژه «فْرَوَهَر» ، از دو قسمت « فْرَ » به معنی پیش و « وَهَرْ»
یعنی کشنده و برنده درست شده است . این گوهر ، ارزشمندترین پاره وجودی
انسان است زیرا پرتویی از فروغ بیکران ذات اهورامزدا بوده که در ذات هر
شخصی موجود و سرچشمه پیدایش و پویایی فروزههای اشویی در انسان میباشد .
فروهر ، گوهری است که روان را از گرایش به کژی ، کاستی و دروغ باز میدارد و
به انسان قدرت خلاقیت و باروری میدهد ، تا روان آدمی به آرامی راه
خداجویی را سپری کرده و شایستگی فراگیری نور حقیقت و رسیدن به مقام سپنته منی را داشته باشد .

در
دوره هخامنشیان ، نگارهای به این نام به عنوان آرم ملی ، برگرفته از
اندیشههای بنیادی دین زرتشتی ، رایج گردید که هر یک از اندامهای این
نگاره فروهر ، مفهومی در اندیشه نیاکان دارد :
1. چهره سالخورده و نورانی فروهر ، یادآور بهره گیری از تجربه پیران خردمند است .
2. دست فروهر رو به سوی بالا و جلو ، در حال نیایش اهورامزدا و گرایش به پیشرفت و بالندگی است .
3. حلقه دست این نگاره جلوهگاه حلقه مهر و نشان پیمان انسان با خداوند در پیوستن به اشویی است .
4. بال فروهر سه قسمت دارد تا فراگیری هومت ، هوخت و هورشت یا پندار ، گفتار و کردار نیک را به انسان سفارش کند .
5. حلقه دور کمر فروهر ، نشان جهان بیکران و وارستگی انسان از امیال ناهنجار و نیروی پرواز او به سرچشمه نور است .
6. دو رشته آویخته در پایین ، نشان پیوستن به سپنته مینو ( منش پاک ) و پشت سر گذاشتن انگرهمینو ( اندیشه پلید ) است .
7. قسمت زیر بال فروهر نیز سه قسمتی است تا زیر پا گذاشتن دُژمت ، دُژوخت و دُژوَرِشت یا اندیشه و گفتار و کردار بد را یادآوری کند و هر فرد باید بیاموزد که چگونه اندیشه ، گفتار و کردار ناپاک را از خود دور سازد .

