آتشکده

نور یا آتش پرستش سو ،مفهومی غیر مادی ونماد جنبش ،خرد و روشنگری برای تشخیص خوب از بد است.

آتشکده

نور یا آتش پرستش سو ،مفهومی غیر مادی ونماد جنبش ،خرد و روشنگری برای تشخیص خوب از بد است.

کلیات دین زرتشت2


پیروان آیین اشوزرتشت که خود را مزدیسنی یعنی پرستندگان مزدا ( خداوند ) نیز می‌گویند ، در نیایش‌های خود با تن و روانی پاک ، رو به سوی روشنایی ، خداوند را سپاس گفته و نیایش می‌کنند . زرتشتیان به گاه نیایش ، زندگی سرشار از آسایش و بهروزی را برای همه نیک اندیشان و نیک کرداران جهان آروز می‌کنند و آتش را در کنار سه عنصر دیگر آب ، خاک و هوا گرامی می‌دارند و از آتشکده‌ها به نشانه پرچم مهر و پاکی در محل زندگی خود پاسداری می‌کنند . آنان به هنگام نیایش از روشنایی آتش نیز همانند نورهای دیگر ، به عنوان پرستش سو ( قبله ) بهره می‌گیرند .
زرتشتیان باور دارند که آتش نماد « اشا » و از بین برنده ناپاکی‌ها و روشن کننده تاریکی‌هاست و همواره به سوی بالا می‌رود و خود می‌سوزد و دیگران را نور و گرما و انرژی می‌بخشد و چرخ‌های صنعت و پیشرفت را به چرخش می‌آورد . آتشِ درونی انسان که اندیشه او را به خرد بی‌پایان اهورایی پیوند می‌زند ، نیز می‌تواند این فروزه‌ها را آموخته و به دیگران بیاموزد . زرتشتیان آتش آدریان ورهرام که از آتش نیاکانی و 16 آتش صنوف گوناگون تهیه شده را به عنوان نماد یا پرچم هویت دینی خود می‌دانند و گرامی داشته و به آن افتخار می‌کنند .
آتشکده به مجموعه آدریان و کتابخانه و مدرسه و سالن‌های وابسته به آن گفته می‌شود که آتش عشق و دانش و مهر و خرد و هماهنگی و همازوری می‌آموزد و اشویی را گسترش می‌دهد .




شناخت خداوند ، پرورش و پویایی ویژگی‌های اخلاقی و نزدیک شدن به اهورامزدا و سپنته من شدن ، مهمترین هدف سفارش شده اشوزرتشت در زندگی انسان است . این پیام‌آور ایرانی باور دارد که انسان رفتار خود را به شش فروزه‌ای که از خداوند سرچشمه گرفته هماهنگ سازد ، گذری به هفتمین مرحله نیز خواهد داشت و به جایی خواهد رسید که به جز خدا نخواهد دید .
نخستین گام در نزدیک شدن به اهورامزدا ، « وُهومن» یا منش نیک است . این واژه در زبان پارسی به بهمن تبدیل شده است . نیک اندیشی یکی از فروزه‌های ذاتی خداوند است و از داده‌های اهورایی به انسان است و هر آدمی باید در خود پرورش دهد .
گام دوم ، گزینش « اشه‌وهیشته » یا بهترین اشویی است که در زبان پارسی به اردیبهشت تبدیل شده است . اشویی در ذات خداوند ، راستی و هنجار مطلق و توانایی نظم بخشیدن است . پرورش این فروزه در انسان نیز کوششی برای هماهنگی در رفتار بر پایه اشویی ، یعنی پیوستن به راستی است .
« خشتره وییریه » که به زبان فارسی به شهریور تبدیل شده است توانایی مینوی و شهریاری بر خویش معنا می‌دهد . فروزه توانایی در انسان ، گزیده‌ای از توانایی مینوی و شهریاری بر خویش معنا می‌دهد . فروزه توانایی در انسان ، گزیده‌ای از توانایی ذاتی خداوند به گونه‌ محدود و متناهی است که باید پرورش و افزایش یابد . توانایی گذشت و مهربانی ، توانایی کنترل رفتار ناهنجار با هماهنگی بین احساس و خرد ، توانایی پیروی از هنجار اشا ، توانایی دفاع از حق و مبارزه با دروغ ، توانایی رسیدن به آزادی و آزادمنشی و ... را شامل می‌شود .
گام چهارم ، فروزه مهرورزی است که در گاتها با « سپنته آرمیتی » بیان شده و در فارسی به سپندارمذ یا اسفند تبدیل شده است . در بینش اشوزرتشت رابطه بین انسان و خدا بر مبنای دوستی و محبت است نه از روی ترس و بیداد ، بل از روی شناخت و دوستی است ، پس بر انسان بایسته است تا فروزه مهرورزی را در خود افزایش دهد . وفای  به عهد ، خویشتن داری ، گذشت ، فروتنی ، بخشندگی و دهشمندی از پرتوهای این فروزه هستند .
فروزه بعدی در پیام اشوزرتشت به صورت « هَه اَوَروَتات» و در فارسی به گونه خرداد بیان شده است . دانش اندوزی انسان را برای رسیدن به مرحله رسایی و کمال یاری نموده و او را به تدریج به انسان آرمانی نزدیک خواهد کرد . در بینش اشوزرتشت رسایی ( خُرداد ) با جاودانگی ( امرتات یا اَمُرداد ) که ششمین مرحله کمال است ، به هم پیوسته هستند . به این معنا که اگر انسان به رسایی برسد ، خود به خود به « بی مرگی » نیز خواهد رسید . « اَمِرَه‌تات » که در فارسی به اَمُرداد آمده ، جاودانگی معنا می‌دهد . بی‌گمان این فروزه از ویژگی‌های ذاتی خداوند است ، اما انسان نیز بر پایه نظامی که در آفرینش او پیش‌بینی و برقرار شده است ، به گونه‌ای دیگر می‌تواند به جاودانگی برسد .
هفتمین گام در راه عرفان زرتشتی و شناخت کامل اهورامزدا ، رسیدن به مقام انسان کامل یعنی « سپنته من » است که نور حقیقت و ندای اهورایی را دریافته و چون مشعلی فروزان ، نهاد و دیده دل عارف را روشن خواهد کرد . فروزه‌هایی چون کار و کوشش و پاکی و راستی ، تواناییِ سازندگی و ابداع و مهرورزی پویا خواهد شد تا رسایی و پایندگی در نهاد او فزونی یابد و به خدا نزدیک شود .



در راستای قانون اشا ، انسان در برابر جهان هستی و آنچه در آن روی می‌دهد مسئول است و باید از تخریب منابع مادی و معنوی جهان هستی بپرهیزد . یکی از نمودهای اندیشه نیک که در این آیین بر آن بسیار سفارش شده ، حفظ محیط زیست است . بر همه زرتشتیان پاسداشت زیستگاه خود و گرامی‌ داشت چهار « آخشیج » پاک کننده که آب ، آتش ، خاک و هوا می‌باشد ، بایسته است و آلوده کردن و بهره‌گیری نادرست یا بیهوده از آن‌ها ، جزو کارهای ناشایست در باور بهدینان به شمار می‌آید .




« به سخنان مهین گوش فرا دهید . با اندیشه روشن در آن بنگرید . هر مرد و زن خود باید راه خویش را برگزیند . » گاتاها . یسنا
فلسفه دین اشوزرتشت ، می‌آموزد که جبر تابعی از قانون اشا می‌باشد و بدون هیچگونه کم و کاستی ، از اختیار یا آزادی گزینش راه جانبداری می‌کند و از « جبر » سخن نمی‌گوید . در این نگرش نظریه « گناه آغازین » هم مانند نظریه « جبر » پذیرفته نیست . به این ترتیب ، همه بدون گناه و پاک به این دنیا قدم می‌گذارند و هر کس با انتخاب راه خود ، زندگی و آینده خویش را رقم می‌زند . انسان با هر گونه توانمندی جسمی روحی و خانوادگی پس از زاده شدن می‌تواند دانش اندوزد و خردمندانه تلاش کند تا همه جبرها را که بر پایه قانون اشا عمل می‌نمایند ، بشناسد و زندگی خود را سامان بخشد تا با رنج‌ها و کاستی‌ها مبارزه نموده ، همه نارسایی‌ها به رسایی تبدیل نماید .
کیش اشوزرتشت ، دین آزادگی و آیین داد و امید است . گاتها ، انسان را به گزینش منش نیک ، رهبر دانا ، دوست خردمند و همسر اشو سفارش می‌کند ، اما وادار نمی‌سازد . دین زرتشت به هر شخص به عنوان فرد آزاده ارج می‌گذارد و در آن حق آزادی و اختیار یکی از با ارزش‌ترین داده‌های اهورایی شناخته می‌شود که هیچ کس حق گرفتن آن را از دیگری ندارد .





در آیین زرتشت ، انسان‌ها از هر نژاد ، ملیت و قوم و با هر زبان و رنگ پوست و هر دین و عقیده از حقوق برابر برخوردارند . برتری طلبی دینی ، قومی و نژادی ، در این آیین نیست . زرتشت تنها عامل برتری را پایبندی به قانون اشا و پیروی از پندار ، گفتار و کردار نیک می‌داند . از دیدگاه اشوزرتشت ، خداوند ، همه انسان‌ها را از نعمت خرد برخوردار ساخته و وجدان داده و آزاد آفریده است . تا با بهره‌گیری از اندیشه و دانش خویش ، دیدگاه و پیشنهادهای گوناگون را مورد ارزیابی قرار دهند و با اختیار کامل بهترین راه را در زندگانی بر گزینند . چنان که انسان‌ها از آزادی اندیشه و بیان برخوردارند ، از حق آزادی در انتخاب دین و آیین نیز بهر‌ه‌مند هستند . وقتی انسان‌ها از حقوقی مساوی برخوردار باشند ، زن و مرد نیز در تمام مراحل مادی و مینوی زندگی حقوقی برابری دارند .



 
خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد ( گاتاها)
واژه جشن از ریشه « یسن » و به مفهوم ستایش خدا می‌باشد . دین زرتشت ، آیین شادمانی است . از این رو ، پیروان زرتشت شاد بودن و خوش زیستن را بر گزیده‌اند  و از افسردگی و سوگواری دوری می‌کنند . در این آیین جشن و سرور ، یکی از راه‌های نیایش و ستایش خداوند و نزدیک شدن به اوست ، به همین انگیزه زرتشتیان ، جدای از جشن‌های نوروز ، مهرگان و سده ، جشن‌های ماهیانه هم دارند و آن روزهایی است که نام روز و ماه ، برابر می‌شود و جشن‌های گاهانبار که به داد و دهش می‌پردازند و بار می‌دهند و داد می‌گسترانند .
پیامبر ایرانی ، پیروان خود را شادمان و خشنود می‌خواهد زیرا در پرتو این‌ فروزه‌ها ، تن انسان نیرومند و روان او شاد  می‌شود ، در نتیجه شوق به کار و کوشش در آن فزونی می‌یابد . در بینش اشوزرتشت خوشبختی و آسایش واقعی تنها با کوشش به « نیکی کردن از راه راستی » به دست می‌آید و هرگز انسانی که از راه ناشایست خود را خوشبخت می‌سازد ، به خرسندی واقعی دست نخواهد یافت .



« می‌ستاییم دین مزدیسنی را که دور نگه دارنده جنگ افزار و آشتی دهنده است و دین از خودگذشتگی است . » اوستای مزدیسنو اهمی .
پیام اشوزرتشت است که انسان باید جهانی ( انسانی ) بیاندیشد . ملی کار و کوشش کند و دینی زندگی نماید . بنابراین اصل در آیین زرتشتی ، جنگ و دشمنی چه در جهت کشورگشایی و چه به نام گسترش دین ، ناشایست است و یک زرتشتی باید به جهانی سرشار از دوستی و مهربانی بیاندیشد .
همه انسان‌ها باید با پیوستن و پایبندی به اشا ، مهربانی و یگانگی را گسترش دهند تا دوستی جهانی پدیدار شود . هر زرتشتی به هنگام نیایش روزانه ، باور و پیمان خود را در سرود « مزده‌یسنو اهمی » به مهر و آشتی در دین مزدایی زرتشتی استوار می‌سازد . او آیینی را پیروی می‌کند که مخالف جنگ و خونریزی و ستایشگر آشتی ، و دین از خودگذشتگی و پارسایی است .





در باور سنتی زرتشتیان ، وجود انسان از پنج گوهر تشکیل شده که به هم پیوسته‌اند و از تاثیر آن‌ها بر یکدیگر ، پویندگی و بالندگی در فرد سرچشمه می‌گیرد . این پنج جزء عبارتند از : تن و جان که مربوط به جهان مادی است و روان ، قدرت دراکه ( خرد و وجدان ) و فروهر که مربوط به جنبه مینوی سرشت آدمی هستند .
واژه «فْرَوَهَر» ، از دو قسمت « فْرَ » به معنی پیش و « وَهَرْ» یعنی کشنده و برنده درست شده است . این گوهر ، ارزشمندترین پاره وجودی انسان است زیرا پرتویی از فروغ بی‌کران ذات اهورامزدا بوده که در ذات هر شخصی موجود و سرچشمه پیدایش و پویایی فروزه‌های اشویی در انسان می‌باشد . فروهر ، گوهری است که روان را از گرایش به کژی ، کاستی و دروغ باز می‌دارد و به انسان قدرت خلاقیت و باروری می‌دهد ، تا  روان آدمی به آرامی راه خداجویی را سپری کرده و شایستگی فراگیری نور حقیقت و رسیدن به مقام سپنته منی را داشته باشد .



در دوره هخامنشیان ، نگاره‌ای به این نام به عنوان آرم ملی ، برگرفته از اندیشه‌های بنیادی دین زرتشتی ، رایج گردید که هر یک از اندام‌های این نگاره فروهر ، مفهومی در اندیشه نیاکان دارد :
1.    چهره سالخورده و نورانی فروهر ، یادآور بهره گیری از تجربه پیران خردمند است .
2.    دست فروهر رو به سوی بالا و جلو ، در حال نیایش اهورامزدا و گرایش به پیشرفت و بالندگی است .
3.    حلقه دست این نگاره جلوه‌گاه حلقه مهر و نشان پیمان انسان با خداوند در پیوستن به اشویی است .
4.    بال فروهر سه قسمت دارد تا فراگیری هومت ، هوخت و هورشت یا پندار ، گفتار و کردار نیک را به انسان سفارش کند .
5.    حلقه دور کمر فروهر ، نشان جهان بی‌کران و وارستگی انسان از امیال ناهنجار و نیروی پرواز او به سرچشمه نور است .
6.    دو رشته آویخته در پایین ، نشان پیوستن به سپنته مینو ( منش پاک ) و پشت سر گذاشتن انگره‌مینو ( اندیشه پلید ) است .
7.    قسمت زیر بال فروهر نیز سه قسمتی است تا زیر پا گذاشتن دُژمت ، دُژوخت و دُژوَرِشت یا اندیشه و گفتار و کردار بد را یادآوری کند و هر فرد باید بیاموزد که چگونه اندیشه ، گفتار و کردار ناپاک را از خود دور سازد .



ما خواستاریم از جمله کسانی باشیم که جهان را به سوی آبادانی و پیشرفت رهنمون می‌شوند . ( گاتاها)
یکی از کاراترین عوامل آبادانی و پیشرفت ، کار و کوشش است که خوشبختی مردم جهان را در پی خواهد داشت . اشوزرتشت در گاتاها از همه خواستار است که در راستای پیروی از قانون اشا و به یاری منش نیک در حد توان خود برای پیشرفت و آسایش جامعه انسانی کوشش کنند . در باور زرتشتی شکوفایی اقتصادی و هنر آفرینی و تلاش در انجام کار نیک ، یکی از برترین راه‌های نیایش پروردگار است ، به همین روی ، در دین زرتشتی ، درویشی ، ریاضت کشیدن ، تنبلی و گدایی از کارهای بسیار ناشایست شناخته شده است .





در آیین اشوزرتشت و در راستای قانون اشا نه تنها واپس‌گرایی روا نیست ، بلکه ایستایی و سکون نیز ناپسند است . « فْرَشَه» واژه‌ای از پیام اشوزرتشت است که همگان را به سوی تازگی و بالندگی سفارش می‌کند . اندیشه و خرد ، تن و روان انسان و به‌طور کلی فرهنگ و اخلاق بشر ، باید به سوی تازگی و پیشرفت حرکت کند ، اشوزرتشت در پیام خود از پیروانش می‌خواهد که همواره جهان را نو و زندگانی را تازه گردانند . به باور پیامبر باستانی ایران ، انسان باید گام‌هایی هر جند کوچک در راه رسیدن به زندگی بهتر ، سازنده‌تر و کسب آسایش ، همراه با آرامش بردارد .

برگرفته ازhttp://www.gata.blogfa.com