آتشکده

نور یا آتش پرستش سو ،مفهومی غیر مادی ونماد جنبش ،خرد و روشنگری برای تشخیص خوب از بد است.

آتشکده

نور یا آتش پرستش سو ،مفهومی غیر مادی ونماد جنبش ،خرد و روشنگری برای تشخیص خوب از بد است.

گاهشماری ایران باستان



در ایران باستان در هر ماه جشن هایی برگزار میشده که نام جشن از نام آن ماه به همراه پسوند "گان" درست شده بوده درست مانند "فروردینگان " که "فروردین" + "گان" میباشد یا اردیبهشتگان و خردادگان و تیرگان و ... و هریک از این جشن ها فلسفه ی ژرف و زیبا و آیین ویژه ی خودشان را دارند ، همچنین درگاهشمار ایران باستان هفته نداشته ایم و هر یک از سی روز از یک ماه نامی ویژه ی خودشان داشته اند که برخی از این روزها نامی همسان نام ماه های سال داشته اند مانند "اردیبهشت روز" که با ماه " اردیبهشت" نام یکسانی دارد ... در هر ماهی که روزی با همان نام فرا میرسیده ایرانیان جشنی برگزار میکرده اند که پسوند " گان" را میگرفته است . برای نمونه : در "فروردین روز" که نام نوزدهمین روز از هر ماه (مانند "شنبه" که نام نسختین روز از هر هفته است ) است چون در ماه فروردین روز نوزدهم فروردین به نام "فروردین روز" فرا میرسیده ایرایناین چنین هنگامی را که نام ماه و روز برابر میشده اند را جشنی با شکوه و زیبا برپا می کردند به نام فروردینگان .

درپایان این جستار نام هر روز از ماه ایرانی را به همراه نماد آن به نمایش گذاشته شده است .


از این پس در میان جشن های ایرانی این نگاره نمای این تالار گفتمان خواهد بود ،به امید اینکه اندکی به خود آییم و به جای بیگانه پرستی به آیین و فرهنگ زبان خودمان نیز اندکی ارزش و بها بدهیم .


گاهشماری ایرانیان در گذر تاریخ:


تاریخ ایران باستان و پژوهش ها در این زمینه نشان میدهد که همه گونه سالنمای رسمی و محلی از روزگاران پیشین در ایران باستان کاربرد داشته است که از میان آنها سه سالنمای زیر دارای ارزش بیشتری بوده است :

فرس قدیم ( هخامنشی )
اوستایی قدیم
مغان

سالنمای هخامنشی :
سالنمای کاربردی در آغاز فرمانروایی شاهنشاهی هخامنشیان به نام فرس قدیم یا فرس هخامنشی شناخته شده بوده است . نوشته های و کتیبه های مانده از داریوش بزرگ در کوه بیستون در کرمانشاهان و دیگر فرمانهای شاهان هخامنشی ما را از سالنمای رسمی امپراتوری سترگ ایران زمین و چگونگی پایه های زمان سنجی در آن روزگاران آگاه میسازد . نوشته های این کتیبه ها و درون مایه فرمانها نشانگر این اند که ایرانیان باستان سال را به دوازده ماه بخش میکردند و فصل ها را می شناختند . ماه های هخامنشی و معنای برخی از آنها از این رو هستند :

ادوکن ئیش : هنگام کندن جوی , برابر با فروردین
ثور واهر : بهار پر غرور , برابر با اردیبهشت
تائی گرچی : سیر چیدن , برابر با خورداد
گرم پد : پای گرم , برابر با تیر
درن باجی : جاودانگی , برابر با امرداد
کاریاشیا : برابر با شهریور
بایگا دئیس : ماه پرستش خدا , برابر با مهر ماه
ورگزن : برابر با آبان ماه
اثری یادی : ماه پرستش آتش : برابر با آذر ماه
آنامک : ماه خدای بی نام , برابر با دی
سامیا : برابر با بهمن ماه
ویخن : برابر با اسفند ماه

اورده شده است که داریوش بزرگ دو نفر از ستاره شناسان نامدار کلدانی با به نام "نبوریمنو" , "کیدینوس" را برای ساماند دهی این سالنما به ایران فراخوان نمود و ایشان با آشنایی به دانش ستاره شناسی یک سال خورشیدی را برابر با 365 روز و 6 تسوک (ساعت) و 15 دم (دقیقه) و 41(دمه) ثانیه نمودند .این سالنما که باستانی ترین نمونه گاهشماری در ایران است , تا زمانی که سال نمای اوستایی در ایران گسترش یابد سالنمای رسمی کشور بوده است . ویژگی های آن به گونه ی زیر است :

1 ) آغاز سال : در سالنمای فرس قدیم آغاز سال با آغاز پاییز همراه و نخستین ماه سال "باکیادئیس" با برگزاری جشن "باگایادی" همراه بود . همچنین جشن مهرگان پس از برپایی سال نمای زرتشتی به جای جشن باگایادی برگزار می شده است .


2 ) شمارش روزها : در سالنمای فرس قدیم , مانند امروز , روزهای هر ماه را با شمارش روزها آشکار میکردند و هر ماه دارای 30 روز بوده است . نمونه آن را در سنگنبشته بیستون میخوانیم :

چهارده روز از ماه ویخن گذشته بود که . . .
نه روز از ماه گرم پد گذشته بود که . . .

4 ) فصل : در سالنمای فرس قدیم , سال به چهار فصل سه ماهه بخش می شد و به کاربردن واژگانی همچون وهار به جای بهار و وهامین به جای تابستان و پاتیژ به جای پاییز که در زبان پهلوی کاربرد داشته است گوینده ی همین است . این واژه های باستانی امروزه در زبان کردی آشکارا دیده می شود . کردهای ایرانی نژاد هنوز این واژه ها را نگهداری کرده اند و به بهار امروزی همان وه هار میگویند یا به تابستان پارسی امروزی همان واژه پهلوی ایران باستان "هاوین" را به کار می برند .

سالنمای دینی مزدیسنا :
پس از پادشاهی داریوش بزرگ سالنمای مزدیسنا در ایران گسترش یافت و ماههای زرتشتی جانشین ماهای فرس هخامنشی گردید . این سالنما در تاریخ ایران به سالنمای دینی مزدیسنا به چم سالنمای زرتشتی و یا سالنمای اوستایی که پس از آن گاهشمار یزدگردی شد شناخته می شود . این سالنما یکسره دینی است و بر پایه ی خواسته های دینی زرتشتیان و بر سامانه ی انجام ظایین دینی آنان ساخته شد . به گونه ای که هر یک از روزها و ماههای سال ویژه ی فرشته یا فرشتگانی است که انجام فرمان های دینی را در زمانهای ویژه ای پیشنهاد مینماید . برخی از ویژگی های این سالنما اینگونه است :

شبانه روز در سالنمای مزدیسنا :
در اوستا شبانه روز به پنج بخش یا گاه بخش شده : وانگاه , ربیتونیگاه , ازیرنیگاه , اویسروتریمگاه و اشهینگاه . واژه هاتر یا هاسر در فرهنگ اوستا و پهلوی به جای تسوک به کار گرفته می شود و یک هاسر برابر است با یک تسوک و 12 دم امروزی .
روزهای 30 گانه در این سالنما که هر یک به نام فرشته یا ایزدی نامگذاری شده است به گونه ی زیر می باشد :
هرمزد یا اهورازمزدا
بهمن یا وهومنه
اردیبهشت یا آش وهشت
شهریور یا خشتروئیریه
سفندارمذ یا سپنت آرمئیتی
خرداد یا هوروتات
امرداد یا امرتات
دی به آذر یا دئوش
آذر یا آتر
آبان
حورشید یا هورخشئت
ماه یا ماونگه
تیر یا تشتری
گوش یا گئوش
دی به مهر یا دئوش
مهر یا میتر
سروش یا سرئوش
رشن یا رشئو
فروردین یا فره وشی
بهرام یا ورترئن
رام یا رامن
باد یا وات
دی به دین یا دئوش
دین یا دئنا
ارد ( ارت ) یا اشی ونگوهی
ارشتاد ( اشتاد ) یا ارشتات
آسمان یا اسمن
زامیاد یا زم
ماراسپند ( مهر اسپند ) یا منثر سپنت
ائیران
در خرده اوستا در گفتاری با فرنام سیروزه میخوانیم , نگهبانی از 30 روزهای ماه به یکی از فرشتگان سپرده شد و به همان فرشته نامزد گردیده است و ایزدان نامدار مزدیسنا , همان که روزهای ماه را به نامهای آنان خوانده اند و خود ایزدان بزرگ از همکاری مهین فرشتگان که آنان را امشاسپندان گویند , شمرده شده اند و دیگر همکاران و یاران آنها می باشند :

امشاسپندان = ایزدان همکار
هرمزد = دی به آذر , دی به مهر , دی به دین
بهمن = ایزد ماه , ایزد گوش , ایزد رام
اردیبهشت = ایزد آذر , ایزد سروش , ایزد بهرام
شهریور = ایزد خور , ایزد مهر , ایزد آسمان , ایزد ائیران
سفندارمذ = ایزد آبان , ایزد دین , ایزد ارت , ایزد ماراسپند
خرداد = ایزد تشتر ( تیر ) , ایزد فروردین , ایزد باد
امرداد = ایزد رشن , ایزد اشتاد , ایزد زامیاد

ماه درسالنمای مزدیسنا
ماونگه در اوستا و در سالنمای مزدیسنا , هم به چم سیاره ماه ( قمر ) و هم به چم شبانه روز از زمان است . در این سالنما هر 30 روز را یک ماه نامیده و هر سال را 12 ماه می گرفتند , بنابراین هم ماه و هم سال در این سالنما واژه ای بیش نیست . نام های دوازده ماه این سالنما همان نام های ایزدان نامدار دین بهی زرتشتی است و در سالنمای امروزی ایران نیز با کمی دگرگونی همچنان پایدار مانده است . این ماه ها به گونه ی زیر میباشد :
فروردین : فره وشی یا فروهر
اردیبهشت : اش وهشت
خرداد : خورداد , هوروتات
تیر : تشتری
مرداد : امرداد , امرتات
شهریور : خشتر وئیریه
مهر : میتر
آبان : آبها , آناهیتا
آذر : آتر , آتش
دی : دئو , دئنا ( خالق اوهرمزد )
بهمن : وهمن , وهومنه
اسفند : سفندارمذ , اسپنت ارمئتی

اسامی جشنها و زمان آنها :
1 ) فروردینگان = فروردین روز ( 19 ) در ماه فروردین
2 ) جشن اردیبهشتگان = اردیبهشت روز ( 3 ) در ماه اردیبهشت
3 ) جسن خردادگان = خرداد روز ( 6 ) در ماه خرداد
4 ) جشن تیرگان = تیر روز ( 13 ) در ماه تیر
5 ) جشن امردادگان = امرداد روز ( 7 ) در ماه امرداد
6 ) جشن شهریورگان = شهریور روز ( 4 ) در ماه شهریور
7 ) جشن مهرگان = مهر روز ( 16 ) در ماه مهر
8 ) جشن آبانگان = آبان روز ( 10 ) در ماه آبان
9 ) جشن آذرگان ( آذرخش ) = آذر روز ( 9 ) از ماه آذر
10 ) جشن هرمز = نخستین روز هر ماه
11 ) جشن خرم روز ( دی دادار جشن ) = دی روز در ماه دی
12 ) سپندار جشن = سفندارمذ روز ( 5 ) در ماه سپندارمذ

هر روزی که نام ماه و روز با یکدیگر برابر می شود ایرانیان باستان جشن می گرفته اند . امروزه نیز زرتشتیان این آیین ها را برپا میکنند . در سالنمای مزدیسنا چون سال را 12 ماه 30 روزه شمرده می شود پس 5 روز افزون را به نام اندرگاه می نامیدند که این نام در روزگار اسلامی به پنجه دزدیده یا خمسه مسترقه معروف گردید . هر یک از پنج فرگرد گاتها نیز به یکی از روزهای اندرگاه نامگذاری شده است . نام این پنج روز چنین است :

اهنودگاه
اشتودگاه
سپندگاه
وهوخشتره گاه
هیشتواشت گاه

سال و سر آغاز آن
از روزگار هخامنشیان که پایه های گاهشمار نگاری مصری از آنان بهره گیری شد , ماه ایرانی برابر با ماه توت مصری آغاز شد و به دنبال آن ویرایش هایی انجام گرفت . نخست در آغاز سال را از آغاز پائیز به پایان اسفند جا به جا کردند و فروردین ماه را آغاز سال گذاشتند . آنگاه برای همیشگی کردن آن , کبیسه ای در نگرش گرفتند که با انجام آن در هر دوره 120 ساله , آغاز سال در آغاز فروردین ماه همیشه می ماند . حمزه بن حسن اصفهانی ( متوفی 360 هجری ) به استناد خدایی نامه می نویسد :

ایرانی زرتشتی با اول فروردین ماه به آغاز خلقت منسوب است , زیرا خلقت در روز هرمزد از ماه فروردین در نقطه اعتدال ربیعی بود . بعضی ها این امر را به خود زرتشت نسبت میدهند و معتقدند که او این تقویم را بر اساس مبدا آفرینش نهاد و اولین روز از سال را اعتدال بهار قرار داد . در منابع دیگر نیز میخوانیم آغاز سال در تقویم مزدیسنا از دی ماه بود که علت آن را تعلق خطر ایرانیان به این ماه که منسوب به آفریدگار است می دانستند و معتقد بودند آنان آغاز سال را با ماهی که به پروردگار منسوب باشد , نیک میدانستند و چون کبیسه به طور دقیق اجرا نمی شد , به تدریج دی ماه به اعتدال ربیعی رسید و این زمان با اصلاحاتی که داریوش بزرگ با اقتباس از مصریان انجام داده بود مصادف گردید و چون اول ماه توت مصری , با اول ماه دی برابر بود , فروردین ماه را به جای دی ماه برگزیدند و سه ماه به عقب بردند و اعتدال ربیعی را سر آغاز تقویم مزدیسنا قرار دادند که این رسم هنوز پابرجاست . ( قانونی مسعودی ج 1 )

فصل در سالنمای مزدیسنا

بر پایه ی گفتار یشتها و خرده اوستا در ایران باستان تنها دو فصل تابستان و زمستان بوده است که درازای آنها برابر نبوده است . برای نمونه گاه تابستان هفت ماهه و زمستان پنج ماهه یا وارونه بود و این شَوَند به آب و هوای هر جایی نیز بستگی داشته است . فصل تابستان بیشتر از فروردین تا مهر و فصل زمستان از آبان تا اسفند بود که پنج روز "اندرگاه"در پایان زمستان هم یادآور پنج ماه زمستان بود . سپس تر با گسترش دین زرتشت , سال به شش بخش نابرابر در آمد و یا شش فصل ( گاه ) بخش شد که هرکدام از آنها "ییر" و یا "رتو"خوانده می شد و پایان هر یک از این فصل ها جشن گاهنبارها برگزار میگردید . این فصل های شش گانه چنین اند :

میذیوی زرمی : از آغاز اعتدال ربیعی تا روز چهل و پنج از آن است که تقریبا تا 15 اردیبهشت ادامه می یابد
میذیوی شم : به مدت 60 روز می باشد
پیتیش ههی : به مدت 75 روز می باشد
ایاترم : به مدت 30 روز
منیذیایری : به مدت 80 روز
همسیت منیذی : به مدت 75 روز

پس از فروپاشی شاهنشاهی هخامنشی و چیرگی یونانیان گجستک (ملعون) بر ایران و بر پایی فرمانروایی سلوکیان و سپس گسترش سالنمای یونانی در ایران , سالنمای مزدیسنا از رسمیت افتاد و به دنبال آن در دوره اشکانی اگر چه این سالنما در میان مردم کاربرد داشت , ولی به شَوَند بی دقتی در کبیسه بهره برداری نشد و و آرام آرام از میان رفت تا اینکه در روزگار ساسانیان از نو زنده شد . امپراتوری سترگ ساسانیان سیاست خویش را بر پشتیبانی از دین زرتشت نهاد و در همان آغاز به زنده نمودن آن پرداخت . بنابراین برای برپایی آیین دینی و دقت و درستی هر چه بیشتر در انجام آیین دینی آن , به جان بخشیدن دوباره سالنمای مزدیسنا و واژگان پایه ای در آن پرداخت . به دنبال این روند سالنمای مزدیسنا در دوره ساسانی با پاسداشت ویژگی های دینی , سالنمای رسمی و سیاسی کشور ایران شد و آغاز آن از تاجگذاری اردشیر پاپکان و راه اندازی امپراتوری بزرگ ساسانیان در سال 224 ترسایی (میلادی) شد و شاهنشاهان پس از او نیز همین روش را در پیش گرفتند تا به نام واپسین فرمانروای نگونبخت این فرمانروایی , یزدگرد سوم نامیده شد .

سالنمای یزدگردی :
سال نمایی که پس از نابودی پادشاهی ساسانی در نزد ایرانیان که دین خود را نگهداری کرده بودند گسترش یافت سالنمای بزدگردی نام گرفت . این سالنما برای ایرانیان هند , پاکستان و ایران برای بهره گیری در اداره ها و نوشته هایشان بهره گیری می شد . از آنجا که این سالنما ادامه سالنمای فرس قدیم و مزدیسنا است , تاریخچه پیدایش آن از استوره های میهنی ایران سرچشمه میگیرد . برخی آن را از هوشنگ شاه پیشدادی و برخی دیگر از جمشید شاه داده اند . همچنان که در سالنمای یزدگردی نیز برخی ها سال تاجگذاری و برخی سال مرگ پادشاه را آغاز دانسته اند.
در این سالنما سال را 365 روز براورد میکنند و روزهای سال را به گونه ی یکسان به 12 ماه 30 روزه بخش میکنند و پنچ روز افزوده را پس از پایان ماه اسفند و یا آغاز ماه فروردین می آورند , نام های 12 ماه همان نام های سال خورشیدی امروزی است . ایرانیان باستان , خرده روزها , یعنی نزدیک شش تسوک مانده از هر سال را با کردار کبیسه ای به نام بهیزک جبران میکردند , اما پس از فروپاشی فرمانروایی ساسانیان برخی از زرتشتیان دیگر کبیسه و بهیزک را در نگر نگرفتند و سال را تنها 365 روز برشمردند , بنابراین آغاز فروردین ماه هر سال یک روز و شش تسوک پس می رود و نوروز راستین به هنگام فراگشت آفتاب در برج حمل برابر نمی شود و در یک دوره 1461 ساله دوباره به نقطه آغازین می رسد .

برخی ازسالنماهای ایران کهن :
در روزگار امروز , ایرانیان سال نماهای فراوانی را برای زندگی کَسانه (شخصی) خویش برگزیده اند تا این فرهنگ و شناسه ی میهنی خویش را زنده نگهدارند . سالنمای رسمی ایران خورشیدی است ولی هنوز سال نماهای باستانی ایرانی در نزد مردم بهره برداری می شود :


7032 میترایی :
پیدایش آئین مهر در ایران , مهرپرستی یکی از نیرومندترین کیشهای جهان به شمار می آید که روزگاری اروپا را در نیز به آیین خود آورده بود . گرچه به نام دین شناخته نشده است ولی یکی از برجسته ترین آئین های جهان بوده است . ایرانیان این آئین جهانی را که از ایران به جهان گسترده شد را مایه افتخار و بالیدن خویش می دانند و پیدایش مهر و انسانیت و محبت را ریشه در هویت ملی خود می دانند .




3748 زرتشتی :
سالنمای رسمی زرتشتیان امروز جهان , این سالنما در هند , پاکستان , ایران و میان سراسر زرتشتیان جهان امروز بهره گیری می شود . پیدایش اشو زرتشت اسپنتمان , پایه گذاری نخستین دین یکتاپرستی جهان , فراخواندن جهان به خردورزی و آشتی و دانش و برپایی بزرگترین اندرز انسان ساز جهان : کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک . این سالنما کمینه سال پیدایش زرتشت را در نگرش گرفته است . زیرا به باور بسیاری از پژوهشگران و تاریخ نگاران جهان پیدایش وی به 3700 تا 5500 سال پیش باز میگردد .




2622 مادی :
پایه گذاری نخستین امپراتوری بزرگ ایرانیان از سوی تیره ی مادها در خاورمیانه . این فرمانروایی به فرنام نخستین فرمانروایی ایرانی نیرومند در خاورمیانه شناخته شده است . مادها تیره های باستانی ایرانی هستند که امروزه دربرگیرنده ی : آتروپاتکان ( آذربایجان ) - کردستان ترکیه - کردستان عراق - کردستان سوریه و ایران - آران و شیروان و ارمنستان و برخی سرزمین های شمالی ایران می باشد که پس از فرمانروایی قاجار و شبیخون سپاه دزد ترکان عثمانی به دست دزدان بیگانه افتاده است .



2566 تاجگذاری کورش بزرگ :
تاجگذاری نخستین پادشاه خردمند و آشتی جوی جهان که پایه گذار راستین سازمان ملل متحد و سازمان جهانی حقوق بشر امروز در آن روزگار بوده است . در روزگاری که شاهان و رهبران کشورهای دیگر دست و پاهای و گردن می بری دند و زنا و فحشا و فساد سمبول تمدنهای باستانی آن روزگار بود - کوروش بزرگ در ایران به فرمانروایی ماد پایان داد و از ماد و پارس و پارت ( تیره های گوناگون ایرانی ) نیرومندترین کشور جهان آن روزگار را ساخت و ریشه دست درازی به ایران را خشکانید . وی مردمان را به یکتاپرستی - خرد و دانش - منش و کردار نیک - آزادی انسان در انتخاب دین و باور مذهبی - آزادی هرکسی در گزینش زبان و آیین خود فراخواند . وی پس از درون شدن به هر کشوری مردمانش وی را رهایی دهنده از سوی خداوند و فرزند نیکوی پروردگار می خواندند . نام وی در تورات و قرآن نیز آمده است . ذر تورات وی به نام کوروش فرزند نیکوی خداوند نام برده است و در قرآن به نام ذوالقرنین آورده شده است . کوروش بزرگ یکی از سه ابر مرد جهان شناخته شده است .


1379 یزدگردی :
ایرانیان یاد و خاطره پایان فرمانروایی ساسانیان و برچیده شدن دودمان ایرانی را به دست تازیان زنده نگاه داشته اند . این سالنما امروزه کاربرد دارد و شَوَند آن در بالای این جستار گفته شده است .


1389 خورشیدی :
پس از ورود اسلام با در نظر گرفتن کوچ پیامبر و دگرگونی های ماه و سال ایرانی و محفوظ نگاه داشتن نوروز در ایران سالنمای خورشیدی برای دوری جستن از سالنمای تازیان بدوی ( هجری قمری ) درست شد . تاریخ نگاران این جنبش را به دانشمند فرزانه خیام نیشابوری پیوند داده اند

اسامی ایرانی


آرا آراستن و زیبا کردن
آرمیلا نام دختران در ایران باستان
آرمیتان شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید
آروشا درخشان - نورانی - باهوش
آرتا نام شهر در زمان زند که به روی دختران میگذاشتند
ارنواز شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید
آرتمیس گوینده راستی- نام دریاسالار زن
آرتنوس صادق - راستگو - نام دختر داریوش
آسا نام دختر شاپور دوم ساسانی- بزرگ و علیحضرت
آتاناز نامی ایرانی
آتنا نامی ایرانی
آتوسا دختر کورش بزرگ همسر داریوش بزرگ مادر خشیار
آتوشه نام عمه یا خاله شاپور شاه
آوید نامی ایرانی
آویسا آب پاک و تمیز
آیدا همچون ماه و مهتاب
آیدان چهره زیبا همچون ماه - آیسان
آیلا نور ماه و مهتاب- آیناز
آذرمهر آتش مقدس ایرانیان- آذرمینا
آذرنوش نام زنان ساسانی و همچنین آتش مقدس ایران
آزیتا نام شاهزاده - ملکه و پرنسسز در ایران
آرش نام قهرمان وطن پرست ملی ایران
آراد نام فرشته
آرآسب نام کورش اول
اَفشین نام یکی از شاهزادگان ساسانی که به بابک خرمدین خیانت کرد
آبتین شخصیتی در شاهنامه - پدر فریدون
آترین نام یکی از پادشاهان خوزستانی در زمان داریوش بزرگ
آرتاباز نام فرمانده ارشد گردونه های کورش بزرگ
آرتام نام والی فریگیه در زمان کورش بزرگ
آریاداد برخواسته از نسل آریا - داده شده آریایی
آرتین نام هفتمین پادشاه ماد
آریا نام فرمانده ارتش کورش بزرگ در جنگ کوناکزا
آریامس آریای بزرگ - از شاهزادگان سغد در زمان اسکندر گجستک
آریامهر دارنده مهر - از سرداران داریوش سوم
آریوداد ایرانداد اوستا
آریومهر از سرداران داریوش سوم
آلیش قابل اشتعال
آمیتریس نام دختر داریوش دوم و همسر خشایارشا
آموتیا نام دوشیزه در زمان زندیه
آناهیتا نام فرشتگان اهورامزدا
آندیا همسر اردشیر اول
آنیتا نام دختران در زمان زند- به معنی پرورش گیاه
آیوت یکی از بهدینان در فروردین یشت
آرتامن از همپیمانان داریوش بزرگ در براندازی بردیا
آریاناز نامی ایرانی
آذرگون دختران در زمان اشکانی ویس و رامین
آریارمن از نخستین پادشاهان ایران در 2600 سال پیش - نیای داریوش
آرتاباز یکی از فرماندهان کورش بزرگ
آذرمهر آتش مهر
آرتونیس دختر ارته باذ و خواهر برسین
آرمه ئیتی فروتنی - پاکی - نگهبان زمین
آذرمیدخت دختر همیشه جوان - دختر خسروپرویز - زنی که شاه شد
آسیمن نامی پهلوی که همان سیمین امروزی است
آماستریس دختر داریوش سوم
اَدرک دختر یزدگرد سوم ساسانی
اَردویسور فرشته آب در ایران باستان
آرته دخت شهبانو اشکانی همسر اردوان
اَرشیت دوست ترین - نامی از دوره هخامنشی
اَمِستریس شهبانوی خشایارشا
اوراشی زن پسر سیامک
آتری به معنی آتش - از نامهای باستانی
آپامه خوشرنگ و زیبا - دختر اردشیر دوم هخامنشی
آرتا از نامهای باستانی
آندیا زن اردشیر درازدست شاهنشاه هخامنشی
آئیریک نیای یازدهم زرتشت
آئین کیش - راه و روش
آئین گُشنَسب سپهبد ایرانی در نبرد با بهرام چوبینه
آپاسای منشی شاهنشاه شاپور یکم ساسانی
آتروترسه پسر اسفندیار
آتروپات سردار ایرانی که والی آذربایجان بود - سردار داریوش
آترونوش آذرنوش - پاکدین زرتشتی
آرتاپارت نگهبان ویژه کوروش بزرگ
آرتام یکی از والی های شهنشاهی کوروش بزرگ
آرتین هفتمین پادشاه ماد
آریاز راهنما و راهبر - نامی اوستایی
آبنوش از زنان ویس و رامین
آپاما دختر سپیتمن سردار ایرانی
آرتادخت وزیر خزانه داری اردوان چهارم اشکانی
آرتیستون دختر کورش بزرگ - زن داریوش
آرگون شهبانوی اردشیر یکم هخامنشی
آروکو فرزند کوروش هخامنشی
آریابد نگهبان و سردار سرزمینهای آریایی
آریاراد پسر آریامنش پادشاه کپدوکیه
آیوت یکی از بهدینان زرتشتی
اَرتاریا پسر خشایارشاه
اَرتامن از متحدین داریوش بزرگ بر ضد مغ دروغین
اَرتاوند فرمانده ناوگان خشیارشا
اَرتور در کتاب ماتیکان هزاردستان از برزگان بوده است
اَرتَمَن یکی از سرداران ماد در روزگار کوروش
اَرتَبرزین در اوستا یعنی برترین راستی - سرداری هخامنشی
اَردین راستین و بزرگوار
اَرزین فرمانده امپراتوری ایران در حمله اسکندر گجستک
اَرسیما نماینده داریوش سوم برای گفتگو با سکندر ملعون
اِستاتیرا همسر داریوش سوم
اشتوکان نامی اوستایی و رقیب زریر
اشاداد کسی که از راستی و نیکی سود جسته است
ائیریه من ایران منش در روزگار ساسانی
ادیشه نامی پهلوی - از سرداران کورش بزرگ
اُمید در پهلوی اُمیت - از نویسندگان دینکرد زرتشتیان
افروز از نامهای پهلوی
آریانا متعلق به نسل آریا
اشکان شاهان سلسله اشکانیان
اوتانا هم پیمان داریوش اول
ارشان شاهزاده در نزد ایرانیان و فرزند اردشیردوم
ارشام نام پدر بزرگ داریوش بزرگ
ارشانوش از نام نامه نخعی
ارشین از شاهدخت های هخامنشی
ارشنوش نام نامه نخعی - نام باستانی
ارشکان کنیه فرهاد دوم و اردوان دوم شاهنشاه اشکانی
ارد نام پادشاه اشکانی و همچنین اندیشمند بزرگ معاصر ارد بزرگ
اردشیر بنیانگذار سلسله ساسانیان - اردشیر بابکان
اردوان نام شاهان پارتی و برادر داریوش اول
اردا نام کشیشی در زمان ساسانیان
ارشاما نام پدر بزرگ داریوش اول
ارشک نام اولین پادشاه سلسله اشکانیان
اریکا مرتبط با زمین
افرا ستایش کردن
افشید شکوه خورشید
انوشه نام زنان در زمان ساسانیان- به معنی جاوید و ابدی
الیکا مادر زمین - شکوفه - نام دهی در شما ایران
الیا نام گل
الیزه نام مکانی در رودبار
المیرا فدا کننده
ایرسا رنگین کمان
اوراش فرزند کوچک اردشیر شاهنشاه ایران
اُوَرَش پسر اردشیر سوم
اُورداد از سرداران کوروش بزرگ
انوشیروان نام پادشاه دادگستر ایران
انوش جاودانه
انوشا خوشحالی و سرور و شادی
انوشک نام زنان در زمان ساسانیان- به معنی جاوید و ابدی


بکتاش شاه خوارزم
برسام به معنای آتش بزرگ
بامشاد از موزیسین های دوره ساسانی
بامداد پدر مزدک
بابک بابک خرمدین تندیس وطن پرستی ایرانیان
باربَد نوازنده و رامشگر مشهور خسرو پرویز شاهنشاه ساسانی
برتهم از سرداران نامی ایران
برسام از سردارن یزدگرد شاهنشاه ساسانی
بیارش کی بیارش - همان آرمین شاهنامه
بهرو بهشاد - بهرخ - بهتاب
بینا دانا و بیننده
باتیس ازسرداران داریوش سوم در حمله اسکندر گجستک
باوَند از سپهبدان مازندران
بَردیا - بَردیه فرزند کوروش بزرگ
بروسا پدر بهرام - از موبدان یزد
بَستام برادر زن هرمز چهارم ساسانی
بهداد نیک آفریده شده
به رَوِش نیکترین راه - بهترین انتخاب زندگی
بیارش کی بیارش - همان آرمین شاهنامه
برسین دختر داریوش سوم که اسکندر با او ازدواج کرد
بهنوش خوش مشرب - مطبوع - دلپذیر
بهشید نامی ایرانی به معنی بهترین روشنایی
بیتا زیبا و خوش چهره
برسین زن ایرانی اسکندر گجستک


پارمیس نوه کورش بزرگ
پروشات در اوستایی به معنی بسیار شاد
پریزاد زن داریوش دوم هخامنشی
پورچیستا پردانش-دختر زرتشت-زن جاماسب
پانته آ شاهزاده ای که اسیر کورش بزرگ شد
پریساتیس همسر داریوش دوم و نام شاهزادگان
پارمیس دختر ارشد کورش بزرگ
پوریا از پهلوانان ایران زمین
پویان جستجو کننده راستی و درستی
پردیس باغ و بهشت - واژه پارادیز انگلیسی از همین است
پریوش پریزاد - پریسا - پریداد - پری تن
پُرشاد خواهر داریوش سوم هخامنشی
پری ویس دختری در ویس و رامین
پاپَک دبیر انوشه روان دادگر و بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی
پاردیک پدربزرگ ساسان بنوشته کتیبه کعبه زرتشت
پِدرام نبیره سام - بدرود - شادباش
پرهام از نامهای ایران باستان - تازی شده اش ابراهیم
پِرشان از نامهای اوستایی به معنی رزمجو
پرشه جرقه - دختر ایرانی
پروشات همسر داریوش دوم


تورک پسر شیدسب پادشاه زابلستان از نوادگان جمشید شاه
تیران پسر اردشیر سوم پادشاه اشکانی ارمنستان
توشنامئیتی فرشته مهر و دوستی
تیتک از نامهای زرتشتیان امروزی
تنسر بزرگ روحانی زرتشتی که اوستا را گرد آوری کرد
تهمتن بزرگ پیکر و دارنده اندام نیرومند
تیرداد پادشاه رمنستان- پادشاه اشکانی
تیگران از سرداران نامی خشیارشا - پادشاه ارمنستان
تارا ستاره
تناز مادر لهراسب - دختر آرش کمانگیر
تینا عاشق نوازش


جمشید سومین شاه پیشدادی در حدود 6000 سال پیش
جاماسب حکیم و فیلسوف ایرانی و داماد زرتشت اسپنتمان
جویان از شخصیت های شاهنامه
جهانگیر پسر رستم ذال
جاماسبه شهبانوی اردشیر درازدست


چیستا فرشته دانش و خرد
چوبین کنیه بهرام سپهسالار ارتش هرمزد انوشیروان


خشایار شاهنشاه ایران و فرزند داریوش بزرگ
خسرو در اوستا به معنی نیکنام - شاهنشاه ساسانی


دادمهر فرستاده شهر از طرف فرشته مهر
دارمان خسرو پرویز شاه ایران
داریوش شاه شاهان - شاههنشاه بزرگ تاریخ ایران
دارا نهمین پادشاه کیانی - پسر رستم - داریوش
دانوش دیانوش دوانوش - دارنده جاودانگی
داتام فرمانده ایران در کاپادوکیه
داریو از پادشاهان ایرانی در زمان پایان دوران سلوکیان
دانین از خاندانهای ایرانی
دیااکو پادشاه ماد ایرانی
داماسپیا شهبانوی اردشیر یکم
دینا نامی ایرانی
دل آسا نامی ایرانی
درسا همچون مروارید


راتین رادترین-با داد و دهشترین-از سرداران ارشیر دوم
رسام نام پیکرنگار بهرام گور شاهنشاه ایران
رامین از فرزندان کیخسرو و برادر رامی
روزبه در پهلوی روژوه- وزیر بهرام شاهنشاه ساسانی
روشاک از سرداران ایرانی در جنگ با اسکندر گجستک
راتین از سرداران اردشیر دوم - رادترین مرد
رام برزین پیشکار دربار انوشیروان دادگر
رایش پسر زادشم
رتوشتر برادر بزرگ اشو زرتشت
ریوشاد نامی ایرانی
ردیمه همسر کمبوجبه - شاهزادگان هخامنشی
رکسانا دختر داریوش دوم
رُدگون مادر داریوش اول - پرنس در اشکانیان
رائیکا پسندیده و دوست داشتنی
رادنوش بانوی شهرین
رائیکا پسندیده و دوست داشتنی
راتا فرشته بخشش و مهربانی در وندیداد


زرشام دختری از خاندان جمشید
زوپیر همپیمان داریوش بزرگ که گوش و بینی خود را در فتح بابل برید


ژوپین نام فرزند کیکاوس
ژاله اشک


سیاوش فرزند کیکاوس - شخصیت اسطوره ای ایرانیان
سورنا فرمانده نظامی اشک سیزدهم پادشاه اشکانی
سام پدر بزرگ رستم
سپنتا نامی مقدس در ایران باستان
سپاکو همسر مهرداد چوپان که کوروش بزرگ را پرورش داد
سَتوِش ستاره باران در زبان پهلوی
سریرا زیبا - خوش چهره
سندوس خواهر خشایارشاه
سی سی کام کامروا - مادر داریوش سوم - دختر اُستان برادر اردشیر دوم
سیندخت دختر مهراب پادشاه کابل
سامیار از نامهای کهن زرتشتی ایران
سپاکو زن مهرداد چوپان که کورش بزرگ را تربیت کرد
سپنتا مقدس ایرانی
ساینا سیمرغ
سپند مهر در اوستا سپنته میتر - قاتل خشایارشا
سپهرداد در اوستا سپیتریدات - داده خداوند
سپیتا از درباریان آستیاگ ماد
سروش گوش دادن به صدای وجدان - پیک ایزدی در دین بهی
سهراب تابش سرخ - پسر زال
سیامک پسر کی کاووس
سینا در اوستا سَئنا - از پیروان زرتشت


شاه بهرام نام زرتشتیان امروزی - نام بهرام گور
شروین از شاهان باوندی
شهروی چهره شاهانه - از موبدان ساسانی
شیروان از شاهان شیروانی ایران
شیروی از شاهان ساسانی
شراره از نامهای رایج امروزی
شاهیده پارسا - پرهیزکار
شیددخت دختر روشنایی و نور
شهداد داده شده از شاه
شایگان مرد بزرگ
شاهین سردار بزرگ خسرو پرویز از خاندان وهمنزاد
شهروز وزیر شاهنشاه شاپور
شیراک پدر هرمزد - نگارنده کعبه زرتشت


فرهود پسر زیبا
فَرَوَهَر نماد مقدس انسان بالدار از دوره ما قبل زرتشت
فریان نام یکی از شاهان گذشته
فَربُد به معنی راست و درست
فرمنش از پادشاهان ایرانی در گرجستان
فرامین از پادشاهان ساسانی
فرزام لایش و شایسته
فرزین نامی ایرانی
فَرَه وَشی سمبول ملی ایرانیان همان فَرَوَهَر است
فرورتیش دومین پاشاه ماد در بیستون نیز نامش هست
فرهاد نام بسیاری از شاهان ایرانی - فرهاد عاشق شیرین
فرنوش از نامهای رایج امروزی
فرنو مادر بزرگ اشو زرتشت
فرگون نام زنان در ایران باستان


کارین از خاندانهای اصیل ایرانی همان کارن
کامیار نامی ایرانی
کُردان پسر مرزبان
کورش بنیانگذار شاهنشاهی و حقوق بشر جهان
کیخسرو از شاهان پیشدادی - فرزند سیاوش- نوه کیکاوس
کیان ستاره
کامبیز یا کمبوجیه یا کامبوزیا فرزند کورش بزرگ
کی آرمین پسر کی قباد
کیازند نامی ایرانی
کیانوش برادر شاه فریدون پیشدادی
کیوان پسر موبد سروش
کیومهر نامی ایرانی
کارن فرزند کاوه - شخصیت ایرانی در شاهنامه- یکی از خاندانها
کیارش دومین پسر کیغباد- پسر کی اپیوه
کیانوش برادر فریدون شاه پیشدادی
کیانمهر کیامنش - کیافر - کیانزاد
کیانا برخواسته از نسل کیانیان
کاساندان همسر کورش بزرگ
کتایون مادر اسفندیار در شاهنامه


گلدیس از واژه اوستایی دَئسه به معنی همچون گل
گشتاسب از شاهان ایران باستان
گودرز پهلوان اسطوره ایی تاریخ ایران
گیو پسر گودرز


لُهراسب پسر کیخسرو شاه کیانی
لبینا نام یکی از قسمتهای موسیقی کهن ایران
لیدا مهسان - مهسیما – مهسو- مهرشید
لیشام از وطنپرستان دیلمی


میترادات دختر مهرداد پادشاه اشکانی
مهشید مهسان - مهسیما – مهسو- مهرشید
ملیسا مرهم - نام زنبور عسل در یونانی
ماندان ماندانا - مادر کورش بزرگ - همسر کمبوجیه اول
مرسده ملکه در ایران
میترا فرشتگان مقدس ایران باستان
مازیار از سرداران مادی کورش بزرگ - ماه یزد یار - همسنگر بابک
مزدک از نامهای دوران هخامنشی - آفریننده مزدا - آئین آورنده مزدکیان
مهراب پادشاه ایرانی در کابل و پدر رودابه
مهران همان میتران پهلوی - از خاندانهای اصیل ساسانی
ماندوی شهبانوی اردشیر سوم شاه ارمنستان
مهدیس از ماه دیس گرفته شده است به معنی گل چهره
مهرو به معنی چهره ای همچون ماه
مهدخت به معنی دختری همچون ماه
مهر آریا مهر دختر آریایها
مهر آئین کیش مهر ایرانی
میرتو از زنان شاهنشاهان هخامنشی
مهرک نام شاپور اول
مهراشک نام ایرانی
مهرساد نام ایرانی
مکابیز نام ایرانی
مهر نوش نامهای رایج امروزی
مانی نقاش دوره ساسانی که دعوی پیغبری کرد
مِهربُد نامی از دوره هخامنشی
مهیار نامی ایرانی


نازنوش نامی ایرانی
نیسا دختر یکی از شاهان پارتی
نیوشه نیوشا- گوش دهنده- نوشه
نوشا پرنس در زمان ساسانیان
نیکا نام رودخانه ای در ایران
نائیریکا بانوان پارسا در دین زرتشتی
نوشید مادر مانی نقاشی در دوره ساسانی
نِیشام فرشته نگهبان آذرخش
نرسی از شاهان ساسانی
نیوتیش برادر کوچک اشو زرتشت
نیما از دانشمندان ایرانی
نیوتیش برادر کوچک اشو زرتشت
ناهید اناهیت - اناهیتا - فرشته آب
نیسا دختر مهرداد و خوهر میترادات اشکانی
نیشام نام فرشته نگهبان آذرخش
نوشید نام مادر مانی نقاش که خود را پیامبر نامید


ورتا نامی پهلوی به معنی گل
ویس معشوقه رامین در دوره شاهنشاهی اشکانیان
ویرا ویشکا- ویدا - ویستا
وارتان یکی از شاهان ایران
وانوشه نام گل
وستا پردانش - دختر پاکدامن و با اصل و نسب
ویدا در اوستایی ویستا - پر دانش و فرهنگ
ورجاوند نورانی - مقدس - دارای احترام
وَندا امید - آرزو - سپهبد تبرستان
وَهرام نامی پهلوی - همان بهرام
ویسپار هم پیمان داریوش بزرگ در براندازی مغ دروغین


هورام واژه ای پهلوی به معنی خوش رام - خنده رو
هُرمُز نام بسیاری از شاهان ایران
هژبر شیر
هومان پسر ویسه و برادر پیران
هیراد ظاهر سالم و زیبا
هیتاسب از فرمانده هان داریوش بزرگ
هیربد روحانی گذشته ایران در زمان زرتشت
هژیر یکی از پهلوانان ایرانی
هما هفتمین پادشاه کیانی - دختر کیگشتاسب


یوتاب خواهر آریوبرزن - زنی سردار در آذرآبادگان
یاسمین پهلوی یاسمن - نوعی گل- دختری در ویس و رامین


برگرفته از :
http://sazezendegi.blogsky.com/

قانون اشا از نظر گات ها

اشا(asha) قانون راستی و داد است. عمل به راستی در گفتار و کردار و در اندیشه دادگری است. هیچ کنشی راست نیست مگر آن که با قانون اشا سازگار باشد. آن قانونی که از روی راستی فراهم نشده و دادگستری را استوار نبخشید قانون نیست. اشا همچنین پویایی (دینامیسم) تکامل را نشان میدهد. اندیشه و گفتار و کردار سازگار با اشا جهان را پیشرفت میدهد و کننده کار را خوشبخت و شادمان میکند. در میان فروزه های اهورایی اشا پس از خرد نام برده شده است   گو این که گات ها بیش از خرد و همه فروزه های دیگر خدایی از اشا نام برده است. بدبختانه هیچ واژه هیچ واژه فارسی که گویای درست قانون اشا باشد نداریم و از این رو باید آن را بشناسیم.

اشا چکیده دین زرتشتی است. اشا قانون علت و معلول است که هنجار اهورایی و اخلاقی و اجتماعی را در آفرینش سامان میدهد. اشا هم قانون طبیعی و هم قانون خدایی است. اشا قانون دگرگونی ناپذیر و ازلی و ابدی است. اشا خواست (مشیت) خدایی را نشان میدهد. بنا به گات ها: خواست اهورامزدا و اشا یکی است(نگاه کنید به گات ها یسنا۲۸ بند۸) اهورامزدا جهان را در انیشه(وهومن) پدید آورد(یسنا۴۴ بندهای۴و۵و۷). در وجدان(daena) شکل داد(یسنا۴۴بند۱۰). در آفرینندگی آشکار کرد. و برابر با قانون راستی(اشا) به گردش گذاشت(یسنا۳۱ بند۷و۸ و یسنا۴۷بند۳) تا با هم آهنگی به سوی رسایی و جاودانگی پیش برود. در فلسفه زرتشت سپنتامینیو پویایی آفرینش و اشا  پویایی تکامل را نشان  میدهد. آرمان دین زرتشت رسایی آفرینش است که تنها با پوییدن راه اشا شدنی است. اشا جلوه داد اهورایی است ـ آن چه که باید به مشیت خداوند تعبیر شود. محتوای مشیت خداوندی این است که هر کس بهره و پی آمد کار خود را دریافت میکند