آتشکده

نور یا آتش پرستش سو ،مفهومی غیر مادی ونماد جنبش ،خرد و روشنگری برای تشخیص خوب از بد است.

آتشکده

نور یا آتش پرستش سو ،مفهومی غیر مادی ونماد جنبش ،خرد و روشنگری برای تشخیص خوب از بد است.

3750 سال از آغاز پیامبری اشوزرتشت

انجمن موبدان تهران در نامه ای که برای برگزارکنندگان همایش جهانی پژوهشگران آیین زرتشت نوشته است، دلایل خود را در مورد درستی گذشت 3750 سال از آغاز پیامبری اشوزرتشت آورده است.

متن کامل نامه انجمن موبدان را در ادامه مطلب بخوانید با این توضیح که همایش جهانی پژوهشگران آیین زرتشت به مناسبت سه هزار و هفتصد و پنجاهمین سال پیامبری اشوزرتشت در ونکوور کانادا برگزار می شود.

به خشنودی اهورامزدا
گرامی آقای موبد دکتر اردشیر بهی
فرنشین  همایش جهانی پژوهشگران آیین زرتشتی
روزگار نیک،
با درود،
در پاسخ به نامه ثبت شده به شماره 1958/1/90 و تاریخ 16/10/1390جنابعالی، ازآنجا که:

1.     انجمن موبدان تهران که تنها ارگان عرفی ، رسمی و قانونی اداره کننده امور مینوی جامعه زرتشتیان می باشد ، لازمست تمام پاسخ های خود را برپایه مستندات ، به پرسشگران پیشکش کند، تاریخ 3749 دینی زرتشتی برابر با 1390 خورشیدی  که برپایه محاسبات ریاضی دان معروف استاد روانشاد ذبیح الله بهروز بدست آمده و جامعه زرتشتیان ایران و جهان از حدود چهل سال پیش، پذیرفته و در تمام گاه شمارهای زرتشتیان از این مبنای تاریخی بهره می گیرند. را هرچند از روز نخست، آنجور که در پیک کنکاش موبدان آنزمان به قلم روانشاد قلم موبد فیروز آذرگشسب آمده است، مورد پذیرش قرارنگرفته است. ولی به این دلیل که :

یک :به هیچوجه برپایه دانش زبان شناسی که زبان گاهانی کتاب آسمانی زرتشتیان، با زبان ودا و لاتین همزمان می باشد و هیچ کتیبه ای به این زبان تاکنون یافت نشده ودر زمان هخامنشیان نیز بسیار کهن شناخته می شود.
دوم : زمانی که برپایه مستنداتی که در گاهان و بخش های دیگر اوستا آمده و زمان زندگی دامداری ایرانیان و گذر از زندگی کوچ نشینی به شهرنشینی را نشان دهد، نیز تایید می کند که  زمان زندگی اشوزرتشت رابه هیچوجه  نمی توان کمتر ازاین تاریخ دانست.

ازاینرو تاریخ 1768 سال پیش از میلاد که سال به پیامبری رسیدن اشوزرتشت محاسبه شده و تاریخ گاه شمارهای رسمی زرتشتیان ایران و جهان می باشد، را پایین ترین حدی ارزیابی می کنیم که می توان زمان زندگی اشوزرتشت را کاهش داد. و تا برپایه مستندات محکم تری، تاریخ دقیق تری  به اثبات نرسد، از این مبنای تاریخی درگاه شمارهای خود، بهره خواهیم برد.

2.    همانگونه که میدانید در ایران باستان رسم براین بوده است که هرپادشاهی، سال تاج گذاری خود را مبنای تاریخ کشور قرار می داده است. که آخرین پادشاه سلسله ساسانی چون یزدگرد سوم بوده است را« تاریخ یزدگری » می نامند. و پس از شکست ساسانیان، هریک از زرتشتیان ایران و هند، بسته به شرائط زمانی و مکانی که داشته اند، چون، همزمان با یکدیگر ، نتوانسته اند که کبیسه را، اعمال کنند، بین گاه شمار یزدگردی ایران و پارسیان که به هند مهاجرت کرده اند و آنها که بعدها به این مملکت رفته اند، اختلاف افتاده است. که اگر این حقیقت علمی را همه بدانند، و به توصیه این مرجع دینی زرتشتیان عمل کنند و گاه شمار خود را اصلاح نمایند که چه بهتر، وگرنه هرگز اینگونه مسائل پیش پا افتاده مانند مبداء تاریخ، نباید کوچکترین اختلافی بین بهدینان ایجاد کند.

3.     لازم بذکر است که هم میهن پژوهشگری به نام جناب آقای سورنا فیروزی نزدیک به دوسال پیش مدارکی به این انجمن ارائه داد و ادعا کردند که طبق محاسبات ایشان، زمان زندگی اشوزرتشت بایستی بیش از پنج هزار سال باشد،که انجمن موبدان مدارک ارائه شده را به تعدادی از اساتید محترم اوستا شناس، ستاره شناس و باستان شناس داد که بخوانندو دیدگاه کارشناسی بدهند، که شوربختانه برخی از آنها پاسخی ندادند و کسانی همانند خانم دکتر کتایون مزداپور و همکاران اوستاشناس و باستانشناسشان، این موضوع را کاملا مردود دانستند. و هرچند زمان پیامبری اشوزرتشت را که در محاسبات ذبیح الله بهروز آمده است، را هم تایید نمی کردند. ولی براین باور بودند، که دست کم تاریخ 1768سال پیش ازمیلاد(3749 دینی نسبت به امروز) به حقیقت نزدیک تر است و اعلام نمودندکه تا مستندات بیشتری به دست نیاید، عقب بردن زمان زندگی اشوزرتشت  را درست نمی دانند.

4.    درعین حال باید توجه داشت که نه تنها زندگی اشوزرتشت که زندگی هیچ پیامبری هم دقیقا معلوم نیست. مبنای تاریخ هر دینی بستگی به انتخابی داشته که بعدها محاسبه کرده و در مراجع رسمی آن کیش (مذهب) رسمیت داده اند. مثلا مبنای تاریخ یهودیان جهان که نزدیک شش هزار سال است، تولد آدم است. و زمان زندگی حضرت موسی(ع) را نزدیک به 3100سال پیش می دانند. تولد حضرت مسیح (ع) را که در حدود 700 سال پیش توسط روحانیون کاتولیک تعیین شده را روز تولد خورشید در آیین مهر گذارده اند، که تازه آنهم بین فرقه های گوناگون مسیحی اختلاف است. سالروز زایش حضرت محمد(ع) بین شیعه ها و سنی ها اختلاف است که جمهوری محترم اسلامی ایران تحت عنوان « هفته وحدت» تعیین کرده وگرامی می دارد.

نتیجه : باتوجه به موارد بالا :

1.    تاریخ 1768 پیش ازمیلاد یا 3749 دینی که در همه گاه شمارهای زرتشتیان اعمال می شود و پژوهشهایی که در این مدت انجام گرفته است نیز تاریخ دقیق تری، به اثبات نرسیده است.

2.    و پایین آوردن زمان زندگی اشوزرتشت از این تاریخ به هیچوجه علمی وکارشناسی نمی باشد.
بزرگداشت این سال را به نام« 3750 سال پیامبری اشوزرتشت » گرامی می داریم و این سال را به همه زرتشتیان جهان و جهانیان ایراندوست، شادباش می گوییم و از اینکه شما گرامیان برآن شده اید که سال آینده را بهانه ای برای آشناکردن بیشتر زرتشتیان ایرانی و هندی ساکن کانادا و آمریکا و دیگر پژوهشگرانی که از سرتاسرگیتی در این مراسم سپندینه گردمی آیند، نسبت به اندیشه های والای اشوزرتشت و ویژگی های این کیش اهورایی، قرار دهید. مراتب تایید و سپاسگذاری انجمن موبدان  را رسما اعلام می داریم.

از همه ارگان های محترم زرتشتی سراسر کشور نیز انتظار داریم که در برگزاری هرچه بهتر و باشکوه تر این همایش سپندینه،که درخردادماه 90 درکشورکانادا برگزار می شود، بوسیله تارنمای (www.3750z.com)  باگردانندگان این همایش همازور گردند.

تندرستی و پیروزی روز افزون شما گرامیان و همه دیگر بهدینان سراسر گیتی  که در هرچه بهتر برگزارشدن این آیین باشکوه، در دانشگاهUBC شهر ونکور کانادا یاری می رسانند را از اهورامزدا آرمان داریم.

همازور بیم . همازور هما اشوبیم.  انجمن موبدان تهران
رییس انجمن موبدان تهران
موبد رشید خورشیدیان

سنگهای تخت جمشید از کجا آمده اند؟

سنگهای تخت جمشید از کجا آمده اند؟
رشید شهرت   
http://www.berasad.com
تخت جمشید یکی از مهمترین آثار به جا مانده از زمان هخامنشیان است که حدود 2500 سال پیش و در زمان داریوش بزرگ ساخت آن آغاز و 120 سال به طول انجامیده است، این مجموعه 135000 متر مربعی در دل خود هفت کاخ، پلکانها، ستونها، دو آرامگاه سنگی و... را جای داده است، که بیش از سه هزار نقش برجسته بر روی آنها کنده کاری شده است.

این بنا کاملا از سنگ و در دامنه کوه رحمت ساخته شده است، اما سنگهای بزرگ و یکپارچه ای که در ساخت این مجموعه استفاده شده است، چگونه تامین شده است؟ سنگهایی که مطمئنا دارای ویژگی های خاصی بوده اند که بتوانند این نقش برجسته ها را در طول هزاره ها حفظ کنند و حداقل در مقابل عوامل طبیعت پابرجا بمانند.

در هشتاد و پنج کیلومتری شیراز، و در ابتدای محوطه باستانی تنگ خشک، کوهی وجود دارد با نام تنب کرم، در این کوه کارگاه های متعدد برش و استخراج سنگ دیده می شود و یکی از نقاط تامین سنگ تخت جمشید و پاسارگاد بوده است، اهالی سیوند این محل را با نام  معدن الماس بری می شناسند.

در ارتفاعی بیش از 150 متری این کوه، کارگاه های سنگ بری را می توان دید که البته 2500 سال پیش، برای بریدن سنگها از الماس خبری نبوده و برای جدا کردن سنگهایی که برخی از آنها بیش از 15متر ارتفاع و برخی بیش از 6 متر عرض داشته اند، با تیشه کوه را می شکافتند به نحوی که چهار طرف سنگ مورد نظر از کوه جدا می شد و شکافی به اندازه عرض یک انسان در اطراف سنگ به وجود می آمد. که اکنون می توان به راحتی از میان این شکافها عبور کرد و آثار تیشه را بر روی سنگها مشاهده کرد.

سپس در مقطع پایین سنگ که می خواستند آنرا از کوه جدا کنند، شکافی ایجاد می شد و با استفاده از خاصیت انبساط آب در زمان انجماد و یا با روشهای دیگر، سنگ را از دل کوه جدامی کردند. و جالب است بدانید در همان کارگاه ها، سنگ را کمی هم تراش می دادند، از همین رو است که هنوز نیز برخی سنگهای جدا شده با مقطع دایره در این کارگاه ها دیده می شود.

در ادامه سنگها را به پایین کوه می آوردند و با استفاده از آب رودخانه سیوند آن را بیش از 20 کیلومتر حمل می کردند.

اما تصاویری از بقایای بجامانده از این کارگاه ها:























































آموزش و پرورش در ایران باستان



کلید موفـقـیت در مقاصد تربیتی هر ملت را باید از راه تحقیق در زمین های مختلف از جمله: اعتقادات،آرزوها آرمانها ، مسائل قومی و فردی کیفیت اعمال روزمره زندگانی آنها کشف کرد . مدارک موثق و مکفی درباره تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران ایران باستان در دست نیست و آنچه نیز به همت و مساعی محقـقـین تا کنون کشف شده ناتمام است . دامنه همین تحقـیقات ناقص نیز راجع به تاریخ و آثار و زبانهای ایران باستان به حدی است که عمر یک نفر کفاف احاطه به کلیه آنها را نمی دهـد و مطالعات در زمینه تحقیقات راجع به ایران باستان ، پس از تحصیلات ممتد و آشنایی کامل با چندین زبان جدید و قدیم را ایجاب می کند .
اهتمام مربیان در ایران باستان به دو منظوراساسی معطوف بود : یکی ابقای تمدن و اندوخته های معنوی خود و دیگری رو به رو شدن با تغییراتی که در آن زمان نیز کم وبیش رخ می داده است . بنابراین ، محتاج به تعلـیم و تربـیت نورسـتگان و جوانان خود بودند و برای عـملی کردن این دو مـنظور به وسـایلی متوسـل می شدند و روشی به کار می بردند که آنها را زودتر به مقصودشان برساند .(1)
امروز نیز ما بر آنیم تا با بررسی نظامات حاکم بر آموزش و پرورش در ایران باستان به تدابیری که نیاکان ما برای تربیت فرزندانشان به کار می بردند ،دست یابیم و با تجزیه و تحلیل این تدابیر نقاط مثبت و منفی آن را تشخیص دهیم و در صورت لزوم آنها را سرمشق و الگوی کارمان قرار دهیم و از این یافته ها در امر آموزش وپرورش ــ البته در جای خودش ــ استفاده نماییم .
اکنون نیز سعی داریم تا با بررسی همه جانبه آن به اهداف فوق نائل آییم باشد که پیوندگان علم و دانش در این مختصر با دیده اغماض بنگرند و بتوانند ره توشه ای ناچیز برای پیشبرد تعلیم و تربیت کشورمان برگیرند .


سابقه تاریخی آموزش و پرورش در ایران باستان

بررسی و مطالعات در احوال اجتماعی اقوام باستان نشان دهنده آن است که اولین آموزش ها در جوامع کهن، آموزش و پرورش دینی بوده و همواره تعلیم و تربیت را از دیدگاه معنوی در نظر گرفته اند . در ایران باستان نیزبدین منوال بوده است که به خاطر ایجاد حس مسئولیت اجتماعی و علاقه مندی به آداب و رسوم و سنن خانوادگی و میهنی و ایجاد فضائل اخلاقی و کسب دانش و نشان دادن راه و روش زندگی و روابط اجتماعی به دین متوسل می شدند و به تعلیم و تربیت معنوی افراد از ایام کودکی توجه می کردند و بهترین وسیله از این لحاظدرک آئین و تعلیمات دینی زرتشت بود .
کیش زرتشت که در تشکیل سازمان فرهنگ ایران عامل بوده ، سالیان دراز محدود به نواحی شرقی ایران بود و بعدها این جنبش دینی به سرزمین ماد و پارس راه یافت . اوّلین مکتب آموزش و پرورش در ایران باستان ،آموزش تعلیمات دینی زردشت بوده و آتشکده ها و دیرها به جای مدرسه به کار می رفته و آموزگاران و استادان نیز همان پیشوایان دینی بوده اند که به نامهای : مغ ،هیربد و موبد به تعلیم علوم دینی و علمی می پرداختند .
از همان دوره اوستایی یعنی پیش از عهد هخامنشی ، معلم روحانی نزد مردم دارای قدر و منزلت بسیار بود و همچنین مقام معلم به قدری شامخ بود که در اوستازرتشت به نام معلم خوانده شده است .
بی شک مقان و موبدان زرتشتی مربیان واقعی و معلمان نخستین مردم بوده اند و هر ایرانی از اوان خردسالی زیر نظر این گروه ، آموزش دینی و اجنماعی می دیده است . روحانیون زرتشتی ابتدا اوستا را تعلیم می دادند ولی رفته رفته علاوه بر دروس مذهبی ، به آموزش علوم خاص نیظیر نجوم ، ریاضی ، طب ، حقوق و دیگر علوم نیز مبادرت ورزیدند در میان مغان و موبدان زرتشتی ، آموزگار ، مدرس ، منجم ، پزشک و سالنامه نگار فراوان بود . اولین آموزش های متمرکز دینی توسط روحانیون زرتشت در آتشکده ها بود و در این مکان ، هم عبادت و نیایش و مراسم مذهبی صورت می گرفت و هم تعلیم و تربیت مردم در آنجا انجام می شد و همین آتشکده ها زمینه ای برای آموزش گاه های فردا بودند . لذا آتشکده های زرتشتی در ایران دانست .
از مطالب گفته شده می توان چنین استنباط کرد که مهمترین نقش دین در ایران باستان ، تأثیر آن در آموزش و پرورش بوده است . زیرا هر زرتشتی می بایست قسمتهایی از ادعیه و تعالیم اوستا را به خاطر داشته باشد و سرمشق کردار خویش قرار دهد و از وظایف و مراسم دینی خود آگاه باشد . دین زرتشت آموزش و پرورش نسلها را به صورت فریضه دینی و الهی مطرح کرده و پیروان خود را در مقابل تعلیم و تربیت دیگران مسئول می داند و هر زرتشتی موظف به فراگرفتن علم و آموختنئ آن به دیگران بود . بی جهت نیست که موبدان و مغان خود در کسب دانش پیشاهنگ دیگران بوده و در هر یک از زمینه های دانش زمان خود به مطالعات عمیق همت می گماشتند و در راه رستگاری خویش دمی از آموزش و پرورش دیگران بازنمی ایستادند . از جمله وظایف دینی و مذهبی هر زرتشتی شناختن گیاهان و جانداران مفید و مضر بوده و البته این علم را از کودکی می آموختند .
بدین ترتیب دیده می شود که آیین زرتشت بر دو پایه معنوی و مادی استوار است ،هم ادای وظیفه دینی بر هر زرتشت واجب است و هم شناخت طبیعت و مردم و جهانی که در آن زندگی می کنند . بر هر زرتشتی واجب است که از راه علم و تجربه محیط زندگی خویش را بشناسد و با دیده کنجکاوی به اشیاء و پدیدارها بنگرد بدین سان زرتشت به جز فریضه دینی مبنای تجربه های علمی و مقدمه ترقی و تعالی ایرانیان در علوم و صنایع بوده است .
پس در بیان قدمت و سابقه تاریخی آموزش و پرورش در ایران باستان باید گفت آیین زرتشت به راستی در شــش هزار سال پیش از میلاد یا بهترین شیوه و روش ، دانش اندوختن و کسب علم را رونق داد و توجه به آموزش و پرورش را به صورت یک فریضه دینی در آورد و بدان سبب است که می توان گفت علوم و معارف و آموزش و پرورش در ایران باستان ابتدا به ساکن پیدا نشده و از پیش زمینه های آن با تعالیم زرتشت فراهم شده است