آتشکده

نور یا آتش پرستش سو ،مفهومی غیر مادی ونماد جنبش ،خرد و روشنگری برای تشخیص خوب از بد است.

آتشکده

نور یا آتش پرستش سو ،مفهومی غیر مادی ونماد جنبش ،خرد و روشنگری برای تشخیص خوب از بد است.

آتشکده نوبهار



نوبهار آتشکده معروفی در بلخ بوده و بنا بر اسناد تاریخی توسط انوشه روان پادشاه دادگر ساسانی ساخته شده بود و یکی از مهمترین عبادتگاههای ایرانیان محسوب میگردید.عمربن الارزق کرمانی که در اوائل قرن سوم قمری میزیسته میگوید معنای نوبهار همان بهارنو است و این توضیح را بعنوان دلیل بیان می کندکه « وقتی که بنائی عظیم می ساختند تاجی از ریحان برفراز عمارت می نهادندو بنابرپاره ای از سنن قدیمه دیوارهای آن بنا را با ریحان اندود میکردند این مراسم در بهار وقتی که ریحان سر ازخاک برمیکشد انجام میگرفته است . ایرانیان نوبهار را تکریم میکردند و محترم میداشتند.زائرین کثیری که غالبا" از نواحی دوردست بدیدن نوبهار می آمدند دیوارهای معبد را از منسوجات گرانبها می پوشاندند و درفشهائی بر فراز گنبد آن می افراشتند.گنبد آن که به «اوست» موسوم بوده دارای 100 ذراع دور و 100 ذراع ارتفاع بوده و ایوانی گرداگرد آنرا فراگرفته بود.این معبد 360 حجره برای راهبان داشت که هریک روز، یکی از آنها متصدی خدمت روزانه بوده است.در حوالی معبد ، اوقافی فراوان و مزارع و قلعه هائی وجود داشته که جملگی تعلق به معبد داشته اند. سلاطین ایران و هندو چین و کابل و سند و زابلستان و ماوراء النهر به زیارت نوبهار می آمدنده اند.جملگی دربرابر بت اصلی سجده کرده و دست کاهن را می بوسیدند . منصب کهانت در خاندان برمکیان موروثی بوده و تمام اراضی که گرداگرد معبد واقع و وسعت آن هفت فرسنگ مربع بوده به آنها تعلق داشته است و در این تیول برمکیان اختیار مطلق داشته اند. تمام ساکنین این ناحیه عبد و عبید آنها بودند و با هدایای زائرین ثروت هنگفتی نصیب برمکیان میشد.»

بنا بروایت«دقیقی»، لهراسب چهارمین پادشاه کیانیان و بانی شهر بلخ، پایتخت خود اصطخر یا شادیاخ نیشابور را به سمت بلخ ترک نمود و درآن محل «نوبهار» را بنیان گذاشت.ابیات زیر از اوست.

چو گشتاسب را داد لهراسب تخت فرودآمد ازتخت و بربست رخت

به بلخ گزین شد بدان «نوبهار» که یزدان پرستان آن روزگار

مر آن خانه را داشتندی چنان که مر مکه را تازیان این زمان

بدان خانه شد شاه یزدان پرست فرود آمد آنجا و هیکل ببست

ابیات فوق بیانگر اینست که آتشکده نوبهار برای زرتشتیان (یزدانپرستان)به همان اندازه مقدس بوده که مکه برای مسلمانان. بنا به نوشته فردوسی بزرگ، لهراسب زرتشتی بوده در چهارراههای شهر بلخ جشن باستانی «سده» را برپا کرده است . وی بعداز بیان اشعار دقیقی، چنین میگوید:

گرانمایه لهراسب آرام یافت خردمایه و کام پدرام یافت

وزان پس فرستاد کس ها به روم به هند و به چین و به آباد بوم

ز هر مرز هرکس که دانا بدند بهرکار نیکو توانا بدند

ز هر کشوری برگرفتند راه رسیدند یکسر بدرگاه شاه

ببودند بیکار چندی به بلخ ز دانش چشیدند هر شور و تلخ

یکی شارسانی برآورد شاه پر از برزن و کوی و بازارگاه

بهر برزنی جای جشن سده همه گرد بر گرد آتشکده

یکی آذری ساخت برزین بنام که بد با بزرگی و با فر و کام

لهراسب جانشین کیخسرو پادشاه ایران زمین بوده و برابر روایات موجود دوره سلطنت او طولانی بوده و از آنجا که بانی شهر بلخ بوده اورا بلخی نیزنامیده اند. وی درجنگ باسپاهیان ترک بفرماندهی ارجاسب کشته شده است و بلخ نیز به تصرف ترکان درآمد.

مدارک تاریخی معتبر شهادت میدهندکه برمکیان پیش ازاسلام آئین زردشتی داشتند و حتی مورخین عرب نیز این واقعیت را انکارنمی کنند. مسعودی در کتاب مروج الذهب می نویسد که برمکیان پیش از اسلام تولیت خانه نوبهار، آتشکده بلخ را داشتند. مسعودی تنها مورخی است که بر خلاف دیگران نوبهار را آتشکده می داند . چنانکه از بیان مسعودی بر می آید برمکیان پیش از اسلام آئین زرتشتی داشتند و نوبهار هم آتشکده بوده است نه بتکده. وی می گوید : « فضل بن یحیی ، علمای بلخ را بر دروازه نوبهار طلب کرده، و فرموده است که جد من بدین مشهور است که نوبهار که قبله مغان است ، بنا کرده اوست. مرا کاری فرمایید که از آن عار بیرون بیایم.» مغان مقولهء مذهبی مربوط به آیین زرتشتی است

مرحوم حبیبی هم نوبهار بلخ را به تبعیت از نظریات اعراب بتکده معرفی می نماید. او می نویسد: « از ابنیهء بسیار معروف این عصر نواسنگهارامه ( نواویهاره = نوبهار) بلخ است ویکی از سلاطین سابق آنرا اعمار کرده بود و در دالان جنب آن لگن و دندان و جاروب بودا مرصع به جواهر گرانبها موجود بودند. . . » ویهاره بزبان سانسکریت به معنای معبد می باشد.

اصولا" اعراب اصرار داشتندتا که مردم و فرهنگ و تمدن همه کشور های مفتوحه خویش را پست جلوه داده و سعی کرده اند آنها را شریک جهالت قبل ازاسلام خویش عنوان کنند. به همین دلیل هر معبد بودایی و آتشکده زرتشتی را بتکده و ایرانیان را موالی نام نهاده اند. مورخینی هم که از منابع عربی در آثار خوداستفاده نموده اند به تبعیت از آنها نوبهار را همانند معابد بودائی، در آثار خود بتکده معرفی مینمایند.

حبیبی معبد نواسنگهارامه را بجای نوبهار معرفی داشته است. این معبد، عبادگاه بودایان بوده است که در جنب نوبهار بلخ که آتشکده زرتشتیان قرار داشته است . محمد جواد مشکور در تاریخ اجتماعی ایران می نویسد که : « معبد نواسنگها رامه در خارج شهر در جنوب شرقی واقع بوده این معبد به زبان چینی نا ـ فو ـ کیا ـ لان ، یا ناپو سنگ کیالان خوانده می شد . در تالار بزرگی که با طرز با شکوهی آراسته شده بود، تندیسی از بودا دیده میشدکه آن را با احجار گرانبها ساخته بودند.در معبد ( نواسنگهارامه) میان تالار جنوبی طشت کوچکی بود که در آن بودا خود را شستشو می داد ، در این معبد جاروب بودا و نیز دندان بودا قرار داشت .»

در زمان خلافت معاویه بسال 42 قمری(41 خورشیدی) عبدالله بن عامربن کریزالحضرمی خراسان را تصرف کرد و او قیس بن هیثم سلمی و عطاءبن صائب را به بلخ فرستاد. آنها بلخ را متصرف و نوبهار را ویران کردند.http://www.donboli.info/barmakian.htm

آتشکده باکو

آتشکده باکو : آتشکده ای بزرگ بوده است در ایران شمالی ( باکو ) که در نزدیکی چاه نفت قرار داشته است . محل آن در روستای سوراخانی در 15 کیلومتری باکو می باشد تاریخ ساخت آن به سال 400 پیش از میلاد توسط ایرانیان می باشد . بدلیل مواد نفتی موجود این منتطقه این آتشکده همیشه در نزد ایرانیان روشن و برافروخته بوده است . باکو از باگوان زبان پهلوی ایران گرفته شده است و شهری ایران است که در دوره قاجار به روس فروخته شد . این مکان مقدس پس از یورش تازیان ویران شد ولی سالها بعد از آن دوباره مرمت و بازسازی شد ولی آتش آن خاموش بود تا سال 1975 که آتش آن دوباره روشن گشت و به مکانی توریستی تبدیل شد

آتشکده بردسوره

آتشکده بردسوره : به گفته مسعودی در کتاب نامدار مروج الذهب این آتشکده توسط فریدون شاه بنا شد که آتش آن را از طوس خراسان آورده بود و در بخارای ایران قرار داد