آتشکده

نور یا آتش پرستش سو ،مفهومی غیر مادی ونماد جنبش ،خرد و روشنگری برای تشخیص خوب از بد است.

آتشکده

نور یا آتش پرستش سو ،مفهومی غیر مادی ونماد جنبش ،خرد و روشنگری برای تشخیص خوب از بد است.

گل صداقت و راستگویی

 

 



دویست و پنجاه سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند.
وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید بشدت غمگین شد، چون دختر او بطور مخفیانه عاشق شاهزاده بود.
دخترش گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت.
مادر گفت : تو شانسی نداری، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا.
دختر جواب داد : می دانم هرگز مرا انتخاب نمی کند. اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم.
روز موعود فرا رسید و شاهزاده به دختران گفت : به هر یک از شما دانه ای میدهم.
هر کسی که بتواند در عرض شش ماه، زیباترین گل را برای من بیاورد، ملکه آینده چین می شود.
دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت.
سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آموختند، اما بی نتیجه بود، و گلی نروئید.

بالاخره روز ملاقات فرا رسید.
دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هم هر کدام گل بسیار زیبائی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدان های خود داشتند.

لحظه موعود فرا رسید.
شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود.
همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است.

شاهزاده توضیح داد : این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده، که او را سزاوار همسری امپراطور می کند : گل صداقت ...
همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند و امکان نداشت گلی از آنها سبز شود !!!

آتشکده باستانی مجاور سراب مورت گیلانغرب

آتشکده باستانی مجاور سراب مورت گیلانغرب



در قسمت ضلع جنوب شرقی شهر گیلانغرب آثار یک آتشکده هنوز پابرجاست این آثار تاریخی مشرف بر چشمه سراب مورت و در ضلع جنوبی کاخ اربابی قرار دارد و بنای آن به اواخر دوره ساسانی با قدمت تقریبا 1600سال بر می گردد که در ایام نوروز میزبان مهمانان و گردشگران نوروزی بوده است.

 بخش های مهمی از این آتشکده در نتیجه کاوشهای باستان شناسی که اخیرا توسط میراث فرهنگی و گردشگری انجام شده، پیدا شده است، آتشکده دارای فضای مرکزی که محل آتشدان با چهار طاقی در اطراف و پایه های طاق و اتاق های مجاور و همچنین راهروهایی در ضلع غربی آتشکده می باشد در بخش شمالی آن ایوانی با دو ستون دارای گچ بری قرار گرفته که بخشی از دیواره های قطور این قسمت کاملا مشهود است.

در ضلع جنوبی بنا اتاقهای الحاقی وجود دارد که احتمالا در دوران های متاخر از آن بعنوان کارگاه استفاده شده است مصالح بکار رفته در احداث این بنا قلوه سنگ رودخانه ای با ملات گچ و ساروج و شفته آهک است، دیوارهای آن دارای اندود گچ می باشد.

کف آتشکده با اندودی از گچ کف سازی شده است این آتشکده در هر چهار ضلع دارای درب ورودی بوده و این امر حاکیست که در اطراف آتشکده اتاقهایی وجود داشته که احتمالا محل سکونت روحانیون آن بوده که بخش هایی از آن هنوز هم هویداست اما هنوز کاوشی در آن صورت نگرفته است. وجود بوته های درختچه کمیاب مورد در حاشیه چشمه سراب و مجاورت این محوطه تاریخی اهمیت باستانی آنرا مضاعف نموده است چرا که مورد در نزد زردشتیان از اهمیت و تقدس خاصی برخوردار بوده بطوریکه آنرا نماد اهورا مزدا دانسته اند.

به لحاظ اینکه آب، خاک، آتش و باد در نزد زردشتیان مقدس بوده و برای آن تقدس خاصی قایل بوده اند لذا آتش را بعنوان یکی از عناصر چهارگانه مقدس در این مکان بر پا و نگهداری می کرده اند در گذشته و امروزه نیز از مورد بهنگام برپایی مراسم در آتشکده های زردشتی استفاده می کنند.

مورد گیاهی درختچه ای با برگهای معطر و همیشه سبز و پایا است که از نظر ظاهر شبیه انار بوده و بومی ناحیه مدیترانه ای است که در سه نقطه اروپای جنوبی، هند و چند نقطه استثنایی ایران می روید که یکی از این نقاط سراب گیلانغرب است، از نظر علمی عصاره مورد امروزه برای درمان بسیاری از بیماریها حتی بیماریهای صعب العلاج کاربرد اساسی دارد.

آشنایی با فلسفه‌ی به‌ وجود آمدن «پیران»


موبد اردشیر خورشیدیان

برگزاری گهنبار توجی3750زرتشتی

باور(عقیده)‌ فرهنگ را می‌سازد و فرهنگ تمدن و باور نیک(درست و سازنده)‌ فرهنگ پویا را به بار می‌آورد. «سنت» یعنی بردن باور به زبان ساده و همه فهم بین مردم. و از بررسی دقیق سنت‌ها است که می‌توان به باورها پی‌برد.

آنچه روشن است از آغاز بنیاد ایران به‌وسیله کوروش بزرگ که گستره‌ی آن از شرق تا مرز چین، از غرب تا مصر و از شمال تا روسیه و از جنوب تا حبشه بود تاکنون، کشور ما مورد چشمداشت بیگانگان بوده است و از دیرباز بسیاری از دشمنان ددمنش به این سرزمین یورش آورده‌اند و به حق و حقوق این ملت دست‌درازی کردند،‌ و با سنگدلی چه کارها که بر سر این مردمان نیاورده‌اند.

 دلیرمردان و شیرزنان را کشته‌اند و آنهایی که زنده ماندند، از دست دشمنان یک لحظه آرامش و آسایش نداشتند و از آنها برای بیگاری و کارهای سخت و کشنده بهره می‌بردند و مورد بدترین توهین و تحقیر قرار می‌دادند و پر روشن است که در چنین شرایطی زنان و دختران این مرز و بوم برای حفظ ناموس و شخصیت خویش در برابر بیگانگان خدانشناس چه باید می‌کردند یا باید تسلیم می‌شدند یا باید به جای دوردست می‌رفتند و به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گونه‌ای مخفیانه در سخترین شرایط مانده‌ی عمر را می‌گذراندند. تلاش آنها این بود که این مخفیگاه کنار آب روانی و سبز باشد، تا دوباره گرفتار دشمنان نشوند. آنقدر در آنجا می‌ماندند تا این‌که بر اثر گرسنگی یا موارد دیگر جان به‌جان آفرین تسلیم می‌کردند.

در فرهنگ پارسی زن، زندگی و زمین از ریشه «زامیاد» به مفهوم زاییدن بوده و نورخانه و کدبانو شناخته می‌شود در حالی‌که کلمه مرد از ریشه «مرته» یا «مرده» است و هر مرد هنگامی که به درجه بلوغ فکری و انسانی رسید می‌پذیرد که به جایگاه مینوی جاودانگی و بی‌مرگی رسیده است و از آن پس بایستی بدون ترس از مرگ در راه کیان فردی، خانوادگی، ملی و انسانی خویش به پیش برد و بر پایه‌ی این باور، زرتشتیان جانباختن مرد را یک امر طبیعی و از روی وظیفه می‌دانستند،‌ در حالی ‌که جانباختن بانوانی که در راه کیان دینی و ملی خویش وظایف مردان را بردوش می‌گرفت و جان خویش را در راه آرمان مقدس از دست می‌داد ارزش بیشتری پیدا می‌کرد بنابر سنت زرتشتیان بیشتر همکیشان برای بزرگداشت از جان‌گذشتگی زنان پارسا و فداکار یادبودی بنا می‌کردند تا آرمان آنها بزرگ و گرامی ‌داشته شود.

تاریخ ایران و دانش ایران شناسی ثابت کرده است که نه تنها پیرسبز، پیرهریشت و غیره برحق و مراد دهنده است، بلکه باید آنها را با همه‌ی وجود نگاهداشت. به راستی باید پذیرفت که هر چشمه‌ساری به گستره‌ی ایران باستان که پنج برابر ایران کنونی بوده است، پیرسبز و زیارتگاهی بوده که بانویی پاک‌سرشت از دست دیوان ددمنش فرار کرده و در سخت ترین شرایط و بدترین حالت جسمی ‌و روانی با فدا کردن جان خود به مقام جاودانگی رسیده است.

و ما زرتشتیان با رفتن به این جاها به حق و از روی دانش و آگاهی کامل باور داریم که این زیارتگاها از مقدس‌ترین جاهای جهان است،‌ نه تنها سخنان نادرست و خرافات را نمی‌پذیریم، بلکه این فرهنگ والای انسانی را ارج می‌نهیم و فرا می‌گیریم و به فرزندانمان می‌آموزیم که در راه زندگی ممکن است خدای ناکرده زمانی فرا برسد که جان این عزیزترین و گرانبهاترین دارایی بشر را، فدا کنیم. پس بر ما واجب است که باورهای اشوزرتشت و سنت‌های او را به ‌درستی بشناسیم و به‌کار بندیم که خود آینه همه‌ نمای فرهنگ زیبای اهورایی است. بار دیگر گوشزد می‌کنم حرمت این مکان‌ها را به ‌درستی به‌جا آوریم و از کارهای ناشایست بپرهیزیم تا سرمشق دیگران به‌ویژه کودکان و جوانان خود باشیم.

شادی و سرود، همراه با زیارت و سرگرمی ‌سالم به هر زیارتگاهی شادابی خوبی می‌بخشد. چه نیکوست که با هماهنگی و با به‌جا آوردن آیین درست زرتشتی زیارت خوبی داشته باشیم.