/ آرامگاه شهبانو خاتون بانو
این زیارتگاه به باور مردمان آرامگاه شهبانوی ایران، دختر یزدگرد سوم است که خاتون بانو نام داشته و در فاصله 120 کیلومتری شمال غربی یزد و در جنوب شهر "عقدا" و در بین دره ای به نام زرجو قرار دارد. ساکنان این روستا با آب چشمه زندگی خود را می گذارنند. زمان این مراسم از 13 تا 17 تیرماه است که برابر است با مهر روز تا ورهرام روز از تیر ماه باستانی. این نیایشگاه در مسیر رودخانه فصلی قرار دارد.
سنگ
قبر آرامگاه شهبانوی
ایران "خاتون بانو"
(ساخته
شده در دوران
ناصرالدین
شاه قاجار)
دیدارنامه ای (زیارت نامه ای) برای پیر بانو "خاتون بانو"
ای پیر با مهر و صفا ، الگوی پاکی و وفا رنجیده از جور و جفا ، در جستجویت آمدم
ای پارس بانو خسته ام غمگین و دل شکسته ام بر لطف تو دل بسته ام ، من در حضورت آمدم
ای بانوی ایران زمین ای خفته در این سرزمین بر حلقه اش همچون نگین، در زرع جویت آمدم
خاتون بانوها تویی ، آواره ام مأوا تویی درمان و داروها تویی ، اینک به کویت آمدم
اندر دل این کوهها ماندی غریب ای آشنا هستی غریبان را پناه زین رو به سویت آمد
| برگرفته از همازور |
در بیابان برهوت یزد و در دل کویر ، چک چک تنها جای است که آب زلال تراوش می کند
منوچهر ارغوانی - پیر سبز در محلی میان کوهای اردکان و انجیره نزدیک به قریه خرانق واقع شده که آب و هوای آن نسبتا خنک تر از مراکز یزد میباشد .صاحب پیر را حیات بانو از شاهدختهای ساسانی که پس از سقوط مداین برای حفظ ناموس و پاکدامنی خویش به اطراف و اکناف ایران آواره گردیده اند میباشد.
کمتر زرتشتی دیده می شود که این مکان را زیارت نکرده باشد و البته غیر زرتشتیان کثیری نیز جهت بازدید و گردشگری و بعضا" زیارت ، این مکان را از نزدیک دیده اند . پیر سبز در محلی میان کوههای اردکان و انجیره نزدیک به قریه خرانق در 68 کیلومتری شمال شرقی شهرستان یزد و37 کیلومتری شریف آباد اردکان یزد می باشد . زرتشتیان به آنجا اعتقاد می ورزند و مقدسش می شمارند و بناهای متعدد و مرفه برای ایامی که به زیارت میروند ساخته اند و نیز آب انبارهایی بنا نموده اند که قدیمی ترین آنها در عصر ناصرالدین شاه بنا شده است . این محل بعلت آنکه در میان و بلندی کوه قرار گرفته است از دور شکوه و زیبایی خاص دارد .

دارای راهی آسفالت از طرف اردکان یزد می باشد که اخیرا" به همراه طرحهایی چون نصب BTS تلفن همراه و انتقال آب منطقۀ نزدیک زیارتگاه بنام باغ گلزار به زیارتگاه و چند طرح دیگر با کمک دولت و با پی گیری مجدانه انجمن زرشتتیان شریف آباد متولی زیارتگاه تکمیل و به مرحله بهره برداری رسیده است . البته دارای راهی فرعی شوسه منشعب از جاده یزد طبس قرار دارد .
اگربگویم وقتی انسان پس از طی مسافت طولانی به پای این کوه عظیم میرسد از حیرت انگشت به دهان می ماندگزافه نگفته ام.کوههای سر به فلک کشیده که زیارتگاه را همچون نگینی در میان گرفته اند؛ و آن سرو عظیمش که آنرا عصای پیر می نامند و ارتفاعش به دهها متر می رسد.وقتی از پله های متعدد پیر بالا می رویم ساختمانهای زیادی را در دو طرف خود می بینیم . و بناهای متعدد و مرفه برای ایامی که به زیارت میروند ساخته اند و نیز آب انبارهایی بنا نموده اند که قدیمی ترین آنها در عصر ناصرالدین شاه بنا شده است . این محل بعلت آنکه در میان و بلندی کوه قرار گرفته است از دور شکوه و زیبایی خاص دارد .

اینها انسان را به این فکر وا می دارد که چه عقیده و اعتقاد و چه اراده ای حدود نیم قرن پیش و شاید بیشتر باعث شده این حجم عظیم مصالح ساختمانی به ناچار توسط جهار پایانی و گاهی توسط انسانهائی کوشا و مصمم که باید واقعا" دستشان را بوسیداز پائین کوه به محل مورد نظر آورده اند و این ساختمانهای عظیم که هم اکنون زائرین مشتاق را در سایه خود آرامش می دهدبنا نمودند.موقعی که چند صد پله را پشت سر گذاشتیم به محل اصلی زیارتگاه پیر سبز یا نیایشگاه آن می رسیم. درخت چنار عظیمی از وسط نیایشگاه سر به آسمان کشیده و همچون چتری زیارتگاه را از بالا در بر گرفته است،که بر اساس آنچه از سالمندان و خدام نقل می گردد، قبل از آن نیز در محل این درخت ،چنار ی عظیم و قدیمی دیگری بوده است که در تنه آن سوراخ بزرگی ایجاد شده است،و به مرور زمان درخت جدید جای آنرا گرفته است.


بر اساس سنت زرتشتیان کفشها را در می آوریم و سرمان را بوسیله کلاه سفید رنگی که در کمدی قرار دارد می پوشانیم و به داخل زیارتگاه می رویم . در گوشه ای از آن حوضچه ای ساخته شده است و آبهایی که چون قطره اشک از سینه کوه جاری است را در خود جای می دهد . سکوت زیبای حاکم بر زیارتگاه با چکیدن قطرات آب به داخل حوضچه شکسته می شود و با آهنگ وزین خود روح انسان را آرامشی دیگر می بخشد.لحظاتی در این مکان روحانی و با صفا و راز و نیاز با ایزد پاک به انسان حال و هوای دیگری می دهد.

پیرسبز چک چکو Pire Sabze Chakchakoo
اومَهِ تا دامِن کوه Omahe Taa Daamene Kooh
چِه قَه پله ممِه طی کَه Che Gha Pella Meme Tey Ka
تا نِه رَسوهِه دِپو Taa Ne Rasoohe Depoo
هوویِ پیرسبز مو Hvooye Pire Sabze Moo
درُخشَ مثل قرص مو Drokhsha Mesle Ghorse Moo
اووِِ چَکَه توی حوض Oove Chaka Tooye Hovz
چک و چکه از سینه کوه Chako chake Az Sine Kooh
جمعیت موج کوزَه Jemiyat Moje Kooza
تو خیله هُو Too Kheyla ho
یَکی رقصه یَکی خینه Yaki Raghsa Yaki Khina
یَکی کرَه سِیر و صفو Yaki Kra Seyr o Safoo
پیرسبز چک چکو Pire Sabze Chakchakoo
پیرسبز چک چکو Pire Sabze Chakchakoo
شمع و چو ب صِندلُش Shem o Choobe Sendalosh
کلک مِین پیرُش Kalake Meyne Pirosh
مردومون موج کوزِن داور و وَرُش Mardomoon Moje Koozen Daavro Varosh
حوجت طلَبِن از اُش Hoojate Tlaben Az Osh
یَکی کِنه رشته گوُش چورقَدُش Yaki Kena Reshte Goshe Choorghadosh
گرِنگ تَه ری میله شمعدون هُو Grege Ta Ri Milaye Shemdoon ho
واجَه پیر چک چکو Vaaja Pire Chak Chakoo
آدِن مرود دل مو Aaden Mroode Dele Moo
پیرسبز چک چکو Pire Sabze Chakchakoo
پیرسبز چک چکو Pire Sabze Chakchakoo
سی یوشونِ سین کوه Siyoshoone Sine Kooh
چه قدر دوره صفو Che Ghadar Doora Safoo
وقتی اوو از شِه چکه Vaghti Oov Az She Chaka
والا ممِه ویر تو Vaalaa Meme Vire Too
شَشِکَه مِه پیش پو Shasheka Me Pishe Poo
یور نوز و دلربو Yoore Nooz o Delroboo
شِه وا وقتی که تا رسوهه شه پو She Vaa Vaghti Taa Rasoohe She Poo
ووا پیر چک چکو Vevaa Pire Chak Chakoo
تا وِرَس به دل مو Taa Veras Be Dele Moo
نبیم از هم مو جزو Nabim Az Hem Moo Jzoo
پیرسبز چک چکو Pire Sabze Chakchakoo
پیرسبز چک چکو Pire Sabze Chakchakoo

|
تاریخجه زیارتگاه در باره تاریخچه زیارتگاه نقل و حدیثهای گوناگونی وجود دارد.اکثرا" آنرا به محل پناه گرفتن و غایب شدن حیات بانو یکی از دختران یزدگرد سوم ساسانی می دانند. آنچه که روایت است می گوید:
|
در دیر زمانان هنگام فرمانروایی کیانیان که در استان خراسان سکونت داشتند کاروانهای از فارس به خراسان و بلعکس در حاشیه کویر عبور می کردند در یکی از سالها هنگام بهار کاروانی از فارس به طرف خراسان در حرکت بود مه توفانی شدید شروع شد و راه را برای کاروانان سنگین نمود بطوریکه چند روزی در بیابان حیران و سرگردان بی تاب شده جاده را نمی یافتند ،ناگهان آهویی از پشت کوه نمایان میشود با دیدن آهو خوشحال شده پی به آبادی در همین نزدیکی میبرند و چند قدمی به دنبال آهو روان میشوند که در پشت کوه منظره ای سبز و خرم و چشمه آبی می بینند،بالای کوه رفته آب مینوشند واستراحت میکنند .
در همان بازتاب تشعشعات نور خورشید بر آن کوه و نیزنغمه مرغان سبز رنگ که بر روی شاخه درختان آوای یزدان یزدان سر میدهند به نظرشان میرسد، از کوه پایین آمده و راه را مییابند و به خراسان میروند ،این خبر را به گوش فرمانروای وقت میرسانند عده ای به دیدن آن مکان روانه میشوند و شهری در نزدیکی آن بنام یزد بنا می کنند ( میگویند آثار خرابه های که شاید یزد کهنه باشد هنوز وجود دارد ) آن مکان را مقدس و محترم شمرده پیرسبز نهادند و از آن به بعد محل زیارت و تفریح ایرانیان بخصوص پارسیان گردید وساختمانهایی برای سکونت و نیز جمع آوری کتاب و هدایا و امانتها بنا کردند.


همچنین روایت است:
در باره تاریخچه زیارتگاه نقل و حدیثهای گوناگونی وجود دارد.اکثرا" آنرا به محل پناه گرفتن و غایب شدن یکی از دختران یزدگرد سوم ساسانی می دانند که از دست تازیان در گریز بوده و حیات بانو به دامنه کوهی پشت هومین و سنجد میرسد ، سیاهی دشمن را از دور می بیند نالان و گریان به سمت کوه بلند خشک بالا میروند ، همینکه بدسترس دشمن قرار میگیرد ،آهی از دل کشیده و با نگاهی بکوه بلند میگوید مرا چون مادری مهربان در آغوش خود بگیر و از دست دشمنانم برهان ، هماندم شکافی در کوه پدیدار و حیات بانو در آن ناپدید میگردد ، سپاهیان دشمن از مشاهده واقعه حیران گشته راه خود میگیرند .پس از مدتی بالای این کوه خشک بایر قطرات آب مانند چشم یتیمان و دیده ی گریان ستمدیگان ، چون صاحب آن به زمین میچکد بقدری که مسافری را سیراب و شاداب نماید و اگر جمعیت زیادتر یا گله گوسفندان فراوانی بدانجا رسند جریان قطرات آب زیادتر میشود بطوریکه همه را کفایت کند . این کوه خشک از برکت پیر امروز سبز و خرم میباشد . می گویند چوپانی به نزدیک چاه متک گله خود گم میکند . پس از جستجوی زیاد با خستگی و ناکامی ، تشنه و گرسنه به آن کوه که قطرات آب از آن بر زمین میچکید رسیده ، رفع تشنگی و خستگی مینماید در ضمن خواب بر او غلبه میکند در رویا گله گم شده ی خود را در پناه بانویی فرهمند می بیند که به او میگوید در این محل ا طاقی بنام من بساز و شمع و چراغ بیفروز و به دیگران نیز خبر بده که چنان کنند . چون بیدار میشود گله را در برابر خود میبیند ازشادی در پوست نمی گنجد در اندک وقتی با کمک زرتشتیان آن حدود زیارتگاه پیر سبز درست میشود و امروز در کمر خیله های بسیاری برای اقامت زوار بر پا شده است .
آن نکوهی بود کو را بر زمین بودی نشان آسمانی بود گویی بر فراز آسمان

باور اکثریت زرتشتیان است که این محل را مقدس و زیارتگاهی برحق می دانند و با تمام وجود به آن عشق می ورزند و سمبل وحدت و همگرائی جامعه زرتشتیان شده است. به نحوی که (روز اشتاد تا انارام از ماه خرداد برابر با 24تا 28 خرداد ماه خورشیدی ) بمدت 5 روز در دامن آن کوه دوستانه وار گرد هم می آیند و کسب آگاهی از یکدیگر می نمایند و مشکلات خود را در می یابند و شادمانه سرود میخوانند و نیایش و درود می فرستند به فرد یا افرادی که برای حفظ شرافت و پاکدامنی خویش تن به دشمن نداده و نیز اهورایی (خداوندی ) که به کمکشان شتافته و به آنها توان داده تا در لابلای کوهها از انظار دشمن محو گردند و به انجام مراسم گوناگون مانند نیایش همگانی ، گهنبار خوانی ، سدره پوشی ،نذورات،نامزدی و ...می پردازند. در عین حال از محیط زیبای طبیعی و فرح بخش این مکان مقدس نیز استفاده نموده و پس از چند روز با دلی شاد و سبک بال باز می گردند.

بگفتا ای خدا ، من از زنانم سبب سازی به غیرتو ندانم
بگیری دست من ، من ناتوانم بصدق دل بگو یا پیر برحق
خجسته نام اوست نیک بانو بنا لید از خدا نبسشت به زانو
بصدق پاک نالیدی به یزدان بکوهی یک جایی گشت پنهان
شبه گنجینه را از خود هویدا تمام کوه شدپرنور و شیدا


قبل از اینکه این زیارتگاه تحت سرپرستی و تولیت انجمن زرتشتیان شریف آباد در آید به وسیله خدام محلی به شکل ارثی اداره میشدوتا حدود نیم قرن پیش ادامه داشت اما از آنجا که زیارتگاه پیر سبز از اهمیت ویژه ای نزد زرتشتیان و غیر زرتشتیان بر خوردار است، نیاز به اراده و اداره قویتر و منظم و هدایت شده ای احساس شد، به گونه ای که در شاُ ن این زیارتگاه و زائرین و بازدید کنندگان باشد.بدین منظور انجمن زرتشتیان شریف آباددر سال 1324 خورشیدی با پی گیری مسئول و متولی وقت انجمن (روانشاد رستم بلیوانی ) اقدام به ثبت و در یافت سند رسمی زیارتگاه نمود و بدین تر تیب دوران جدیدی جهت سازندگی و ساماندهی امور زیارتگاه آغاز شد که تا کنون ادامه دارد و بعد از فوت روانشاد رستم بلیوانی در سال 1377 خورشیدی ، دوره جدید انجمن با ریاست روانشاد گشتاسب بلیوانی این خدمات را ادامه داد.که می توان از تعمیر ساختمانها ، اصلاح وضع لوله کشیهای آب ، آسفالت راه پیرسبز -اردکان ، اتصال زیارتگاه به برق سراسری ،نصب ایستگاه BTS تلفن همراه ، رساندن آب باغ گلزار به پیر سبز و بسیاری خدمات دیگر را نام بردکه این انجمن در حال انجام آنها می باشد.


برای دیدن ادامه فرتورها کلیک کنید

تهیه و تنظیم : منوچهرارغوانی با همکاری بانو شهناز شهزادی
فرتورها از بهرام یزدانی و منوچهر ارغوانی
منابع و ماخذ استفاده شده برای تهیه این نوشته :
|
1- فرهنگ بهدینان |
تالیف |
جمشیدسرو شیان |
|
2- تاریخ یزد |
" |
ایرج افشاری |
|
" |
شابهرام بلیوانی | |
|
4 پرستشگاه زرتشتیان |
" |
رشید شهمردانی |
|
5 مجموعه ای از زیارت نامه و چگونگی بر گزاری مراسم دینی زرتشتیان |
" |
شابهرام بلیوانی |
|
" |
خداداد ظهرابی علی آبادی |
خداوندا این کشور را از گزند دشمن شریر ، خشکسالی و دروغ دور نگهدار
مهربان پولادی - این نوشتار را تقدیم میکنم به همه ایران دوستان میهن گرفتار تا شاید مهر تمدن کهن ایران دگر بار در دلهایشان فروزان شود و این اسناد جاودانه نیاکانمان را الگویی برای سازندگی ایران فردا کنند
چرا میگوییم داریوش بزرگ ؟
داریوش بزرگ را میتوان به جرات یکی از نوابغ هوشمند و شایسته برای قدرت و شاهنشهی آسیا نامید . در اینجا
برآن شدم تا شما را با گوشه ای از کارهای شگفت انگیز این فرزند پاک ایران و شاهنشاه 28 کشور آسیا آشنا کنم.
و همچنین با اندیشه های اهورایی این ابر مرد وطن پرست تاریخ ایران و جهان که بدون تردید وی ادامه دهنده راه
کورش بزرگ بوده است آشنایی بیشتری داشته باشیم . در مرحله نخست این نوشتار باید به همه ایرانیان این نکته مهم را گوش زد کنم که هیچ گاه واژه داریوش کبیر را به کار نبردند . زیرا شایسته ابر مردی همچون داریوش
نیست که وی را با پسوند کبیر بنامیم . کبیر از واژه ای صدرصد عربی ریشه گرفته شده است که کلمات اکبر -کبر - کبری نیز از همین واژه است . پس مه یا بزرگ که ریشه ای کاملا ایرانی دارد برازنده این بزرگ مرد ایرانی و دیگر افراد شایسته این پسوندد است .
داریوش پور( پسر) گشتاسب - پور ارشام - پور آریارمن - پور چیش پش بود که نیاکانش در سه نسل به کورش بزرگ بازمیگشت . وی یکی از سرداران نامی ارتش کامبوجیه فرزند کورش بزرگ بود . پس از درگذشت کمبوجیه داریوش بزرگ بر ضد بریای دروغین که خود را فرزند کورش معرفی کرده بود قیام کرد و سلطنت را از وی بازستاند . داریوش با همکاری 6 سردار برجسته از ارتش کمبوجیه که نامشان : وینددفرنه - اوتن -گائوبرووه - ویدرنه - بغ بوخش - اردومنش بود بر ضد شاه دروغین قیام کردند و وی را از مقام شاهی برکنار کردند و مجازات کردند . سپس یکی از 7 تن سردار ایرانی در طی مسابقه ای در میدان اصلی شهر به مقام پادشاهی رسید و او کسی نبود جز داریوش بزرگ .
فرتور درفش ارتش شاهنشاهی ایران در زمان داریو بزرگ
گوشه ای از اقدامات شگفت انگیز و میهن پرستانه داریوش بزرگ
یکی از مهم ترین اقدامات داریوش بزرگ قراردادن مصر به عنوان یکی از ولایات ایران بود . این اقدام برابر با4 ژوئیه سال 489 پیش از میلاد صورت گرفت . وی قلمروامپراتوری ایران را به 30 ایالت تقسیم کرد و هر ایالت را ساتراپی )واژه ای مادی است(نامید و دستور داد با تاسیس پستخانه ارتباط مردم این ایالتها با هم تامین شود و داد وستد با پول انجام شود )سکه هایی که ضرب کرده بود.( مصر یکی از ساتراپی های ایران آن زمان بود که داریوش توجه خاصی به آن داشت .
نظم دادن انسانی به مالیات های کشوری یکی دیگر از مهم ترین اقدامات داریوش بزرگ است به گفته پلوتارخ مورخ نامی سالهای 46 تا 120 پس از میلاد همه ساله از کشورهای مختلف هدایایی به دربار شاهنشاهی ایران می آوردند تا اینکه داریوش مقدار مالیات را برای هر ایالت معین کرد . سپس مامورانی را فرستاد به ایالتهای امپراتوری تا ببینند چه مقدارمردم توانایی پرداخت مالیات را دارند ؟ آیا مبلغ تعیین شده فشاری را بر مردم تحمیل نمی کند ؟ سپس ماموران یه حضور شاهنشاه آمدند گفتند همه قادر هستند این مبلغ را بپردازند . با این حال داریوش بزرگ دستور داد همان مقدار را هم نصف کنند . که درباریان علت را پرسیدند . وی پاسخ داد ممکن است
شهربانان هم برای خود مبلغی از مردم به صورت غیر قانونی دریافت کنند پس باید این را در نظر گرفت .
ساخت راهی شاهی با زیرسازی اصولی و مستحکم به طول 2700 کیلومتر یکی از شگفت انگیز ترین کارهای وی در 2500 سال پیش به حساب می آید. این راه از شوش به سارد در نزدیکی مدینترانه بود . زیرسازی مستحکم این راه که بسیار شبیه به آسفالتهای امروزی است از نبوغ امپراتوری داریوش بزرگ و برگزیدن اصولی ترین شیوه حکومتی و راه سازی به حساب می آید . ماریژان موله اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان را به داریوش نسبت داده است .
داریوش بزرگ طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند . این اقدام وی نیز در تاریخ بی سابقه بود . وی اینگونه می اندیشید که پادشاه زمانی میتواند در اندیشه آباد ساختن کشور باشد و ویرانی ها را آباد کند که مردمانش از شعور و سواد کافی برخوردار باشند و اقدامات شاهنشاه را برای اقتدار کشور درک کنند . (پرفسور هرتسفلد) هنر هخامنشی در زمان داریوش بزرگ به منتهی عظمت خود رسید و داریوش شاه تمام هنرهای آسیا را برای شاهنشاهی ایران استفاده نمود . از گاوهای بالدار عظیم الجسته در شوش یا کاخهای هنر خاورمیانه در پرسپولیس یا کاخهای سلطنتی شوش یا سنگتراشه های بیستون و . . . وی شاهی مقتدر و هنر دوست نامیده شده بود که ایران را به سبک شگرفی اداره نمود . مورخین یونانی نوشته اند وی هنری را در پارسه اجرا کرد که دیگر بالاتر از آن ممکن نبود و عالی ترین شکل ممکن را وی پیداه کرد .
داریوش بزرگ در پایئز و زمستان 518- 519 قبل از میلاد نقشه ساخت ابنیه های شگفت انگیزپرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر و دیگر هنرهای آسیایی که همگی زیر مجوعه ای از ایران بودند نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد و یادگاری خارق العاده به نام کاخهای پرسپولیس بنا کرد که ساخت که آن 65 سال به طول انجامید ولی زندگی اهورایی وی کفاف دیدن پایان کاخ را نداد .
وی با این اندیشه که ایران با تمدنی کهن و شاهنشاهی قدرتمندی همچون ایران که مناطق زیادی از آسیا را به زیرا پرچم ایران در آورده است شایسته یک مرکز قدرتمند با طراحی فوق العاده است که تا هزاران سال برای آیندگان بماند و آنان درس عبرت بگیرند و راه نیاکان خود را ادامه دهند . که می بینیم بعد از گذشت 2500 سال از ساخت پرسپولیس با وجود ویران شدنش توسط اسکندر گجستک و آتش کشیدن آن هنوز با قدم نهاندن در این یادگار داریوش شاه ابهت این مکان انسان را تحت تاثیر قرار میدهند و همگان این وطن پرستی آنان را ستایش میکنند.
نکته مهم این ساختمانها بزرگ رعایت حقوق انسانی کارگران و معماران است که داریوش شاه تمام مزایا و حقوق روزانه آنان را بر کتیبه ها نوشته است . داریوش بزرگ در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق همراه بوده است . داریوش بزرگ برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده 25 هزارکارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر 5 روز یکبار یک سکه طلا) داریک) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن – کره – عسل و پنیر میداده است و هر 10 روز یکبار استراحت داشتند .
ازبرجسته ترین اقدام داریوش بزرگ بنیانگذاری نیروی دریایی ارتش ایران برای نخستین بار در تاریخ آریا بوم بوده است . به گفته هرودوت داریوش 2 گروه اکتشافی به دریا گسیل داشت . یکی از هند به دریای عمان و دریای سرخ و سپس از رود نیل روانه دریای مدیترانه نمود . گروهی را تا دریای اژه در کنار ایتالیا و از طرف دیگر گروهی تا نزدیکی آفریقا فرستاد . این اقدام داریوش بزرگ به حدی به سرعت پیشرفت کرد که در زمان لشگر کشی تاریخی خشیارشا به اروپا به گفته هرودوت 4000 تا 5000 هزار ناوگان دریایی ارتش شاهنشاهی ایران روانه اروپا شده بود . که خشیارشا آنان را به 4 دسته تقسیم کرده بود : " ناوگان جنگی" برای پرتاب گوی های آتشین ناوگان سرگور برای دنبال کردن دشمن و تعقیب آنان – ناوگان بارکش برای جابجایی ارتش و سربازان – ناوگان مهندسی برای جابجایی وسایل مهندسی برای پل سازی و کانال زدن و اقدامات مهندسی نظامی .داریوش بزرگ پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گذاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع آنند
داریوش بزرگ برای اولین بار در ایران وزارت راه – وزارت آب – سازمان املاک – سازمان پست و تلگراف(چاپارخانه ( را بنیان نهاد که این اقدام وی نخستین وزارت پست سریع جهانی شناخته شده است .
علاقه به آبادی - رونق کشاورزی و سرسبزی از دیگر خصوصیات برجسته داریوش بزرگ بود . وی شهربان )ساتراپ (ایالت های خود را به موظف به کاشت درختان و رونق کشاورزی میکرد . در نامه ای که باستان شناسان آنرا پیدا کرده اند و پرفسور ایران شناس گیریشمن آنرا به چاپ رساند داریوش بزرگ به حاکمان روسیه وآسیای صغیر چنین فرمان میدهد : من نیت شما را در بهبود بخشیدن کشورم به وسیله انتقال و کاشت درختان میوه در آن سوی فرات و در بخش علیای آسیا تقدیر و سپاس میگویم .
داریوش بزرگ برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد و مرمان آنجا را از خود خشنود نمود و جلوی قحطی را گرفت .
از دیگر اقدامات داریوش بزرگ دادن پناهندگی سیاسی به فیثاغورث بود که بدلایل مذهبی ازکشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بوده است و سپس توسط داریوش بزرگ دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شده بود . داریوش برای سهولت رفت و آمد میان ایران وایالت مصر دستور داد آه میان دریای سرخ و رود نیل آبراهی )کانال سوئز کنونی ( بسازند که آثار آن وکتیبه مربوط به اتمام این آبراه که صدها سال دایر بود و بر اثر توفان شن پر شده است به دست آمده و موجود است. در طول این کانال تخته سنگهای تراشیده شده به دست آمده که در آنها تاریخ اتمام هر قطعه از آبراه حک شده است و این سنگها در دست است. در یک سنگ نبشته آمده است که روز افتتاح آبراه، 26 کشتی از آن عبور کردند و این نوشته به چهار زبان و دو خط است )میخی و هیروگلیف(. از همین دوران اثری به دست آمده که عبارت است از مخلوطی از علامت ایران (بالهای باز شده مرغ با سرانسان و کلاه پارس) و علائم قدیم مصر علیا و مصر سفلی که نشانه وحدت مصر واحد با امپراتوری ایران است. لوح در قرن 20 به دست آمده است. وی در سنگنبشته هایش در « دریای سرخ - نیل » داریوش به مناسبت پایان آبراه مصر خود را داریوش پسر ویشتاسپ هخامنش )ویشتاسپ در فارسی امروز به گشتاسپ تبدیل شده است) خوانده که از همان زمان احترام عمیق به پدر و بکار رفتن نام او پس از نام فرد در جهان رواج یافته است. معبدی که داریوش در مصر ساخت، هنوز تقریبا به طور کامل درمنطقه واحه موجود است . وی به ادیان مصر احترام گذاشت و هیچگاه دین مزدیسنای ایرانی ) زرتشت ( را در آنجا تبلیغ نکرد .
دعای داریوش بزرگ
خداوند این کشور را از گزند دشمن – دروغ و خشکسالی به دور نگهدارد