

آتشکده ی آذرگشنسب یکی از سه آتشکده ی بسیار مهم ایران در زمان ساسانیان بود.
مصالح
استفاده شده در بناهای این دوره ترکیبی از سنگ و خشت بوده است . در سال
627 میلادی و در زمان خسرو پرویز، در جریان لشکرکشی هراکلیوس امپراتور
بیزانس آتشکده غارت و ویران شد. هرچند که برطبق گفته های ابودلف آتش
آذرگشنسب تا سده ها پس از این تخریب هم چنان روشن ماند.
نکته
مبهم در معماری دروازه ها نحوه ی بسته شدن آن هاست؛ زیرا آنها فاقد
هرگونه حایل برای در هستند هم چنین هیچ جایی برای پاشنه ی در، در آنجا به
دست نیامده است. زائران پس از عبور از دروازه ی شمالی روبروی خود دیواری
را می دیدند با ارک های نیم دایره ای که تمام تاسیسات داخلی را دربر می
گرفت. این حصار داخلی چهار دروازه به خارج داشت و گذرگاهی تاق دار به این
دیوار متصل بود که از راه این دالان بخش های مختلف داخلی با یکدیگر در
ارتباط بودند.
آتشگاه،
چهارتاقی آجری بوده با سقفی گنبدی. زائر می توانست در دالان پشت نرده
های باریکی بایستد و مراسم نیایش را مشاهده کند. در میانه ی کف چهارتاقی
یک گود چهارگوش به عمق هشت ردیف آجر وجود داشت که محل قرار گرفتن آتشدان
بود. هم چنین در این اتاق چهار سکو از سنگ ماسه جهت قراردادن برسم و نیز
تعدادی میز یا نیمکت از آجر برای آماده کردن مخلفات مربوط به نوشابه ای
که در مراسم نیایش نوشیده می شد وجود داشته است.
در
شمال دریاچه، سه ایوان در شرق و غرب و مرکز وجود داشت که در جنوب آن
احتمالا یک ایوان بوده ولی آثار آن از بین رفته است. گمان می رود تخت
تاقدیس (تخت معروف خسرو پرویز) برحسب این که خورشید برای یک اقامت مطلوب
در چه موقعیتی قرار داشته در یکی از این سه ایوان قرار می گرفته است.
چهارتاقی
چلیپا مانند که به دالان دربرگیرنده ی چهارتاقی وصل بوده است. درباره آن
دو حدس وجود دارد، یکی این که «یزشن گاه» یا محل نگهداری آتش زمانی که
در معرض دید نیست بوده و دیگر آن که مکان مقدسی در ارتباط با پرستش آب
بوده؛ زیرا که پرستش آتش رابطه ی نزدیکی با پرستش آناهیتا، ایزد آب داشته
است.
فضای مرکزی این مجموعه، اتاقی دارای هشت ستون بزرگ است که توسط دالان پهن تاقداری پیرامون شده است.
هرچند
آتش آذرگشنسب پس از شکست جنگ آورانش تا اوایل سده ی دهم میلادی هم چنان
پابرجا و مورد احترام بود ولی تخت با سقوط ساسانیان اهمیت خود را از دست
داد. عباسیان در کنار آتشکده یک محوطه ی مسکونی قدرتمند ایجاد کردند و به
تدریج به تک تک بناهای آتشکده نیز رسوخ کردند. کاشی هایی از حکومت های
مختلف پس از اسلام بر روی تخت به دست آمده است. این محوطه ی مسکونی چنان
مستحکم بوده که در زمان سلجوقیان کاشی هایی را در این مکان می ساختند.

در
پشت ایوان تالار پهنی با سقفی از چوب بوده که از راه درهای کناری می
توان به دو اتاق هشت گوش وارد شد. اتاق هشت گوش شمالی با کاشی کف پوش شده
و در دور تا دور دیوارهای اتاق، نشیمن گاه هایی قرار داشته است. نشیمن
گاه ها با کاشی تزیین و در بالای آنها گچ بری هایی منقوش، قرار داشته و
احتمالا اتاق نشیمن ایلخان بوده است.
سمت
جنوبی ایوان پلکان مارپیچی بوده که با استفاده از آن به طبقه ی دوم کاخ
می رفتند. طبقه ی دوم از دو سمت به سوی دریاچه باز می شده و محل مطلوب
بادخیزی را برای نشستن عرضه می کرده است. در پشت بناهای غرب دریاچه، به
صورتی کاملا مجزا یک بنای چهارگوش با سقفی گنبدی از چوب قرار داشته که
مورد استفاده این بنا معلوم نیست.
درشرق
ایوان شمالی یک آرامگاه مربوط به پیش از ایلخان قرار دارد. به جز
تاسیسات گفته شده در شمال شرقی آتشکده، کارگاه های پخت سفال قرار داشتند
که قسمت اعظم کاشی های استفاده شده در بناها و ظروف سفالی بدون لعاب را
تولید می کردند. در کارگاه ها انواع مختلف اجاق و کوره وجود داشته یک نوع
خاص کوره که نمونه هایی از آن در این جا به دست آمده کوره ای است که بین
مخزن آتش و مخزن پخت آن دریچه معمول برای انتقال حرارت وجود نداشته بلکه
حرارت از مخزن آتش به وسیله پنج دهانه ی تاقدار به کانال دایره شکلی
هدایت می شده و از آنجا به مخزن پخت جریان می یافته. بدین ترتیب سفالینه
های نقاشی شده با دود تماس پیدا نمی کردند. در مخزن پخت با استفاده از
استوانه هایی از گل رس طبقاتی برای چیدن ظروف آماده برای پخت ایجاد شده
است.
پس
از مرگ آباقاخان، بناهاى کاخ شکار مجموعه تخریب و بلافاصله در اواخر
همان دوره در اطراف دروازه ی شمالى تخت سلیمان شهرکى با بناهاى عام
المنفعه هم چون بازار، مسجد، حمام، کارگاه هاى صنعتى و حتا تعدادى منازل
مسکونى و در قسمت بیرونى نیز قبرستان ساکنان شهرک مذکور شکل گرفت. پس از
صفویه این مکان خالی از سکنه می شود و اهالی بومی که اطلاعی از تاریخ آن
نداشتند به تصور آن که این شکوه و جلال تنها می تواند متعلق به حضرت
سلیمان باشد نام تخت سلیمان را بر روی آن نهادند و خود را موظف به حفاظت و
مراقبت از این جایگاه مقدس کردند.
در
بخش شرقی بناهای شمال دریاچه، مجموعه ای قرار دارد که به احتمال زیاد
همان کاخ افسانه ای پادشاه است که ابودلف به زیبایی آن را توصیف کرده است.
از کنار تاق نماهای کنار دریاچه می توان وارد تالارهای ستون دار کاخ شد،
نخست تالار ستون های چهارگوش است. در بخش انتهایی این تالار اجاق هایی
بوده و پس از آنها دیواری که آن سویش تالار ستون دار دیگری با ستون های
گرد قرار داشته است، در بخش غربی این تالار سه محراب آتش و در بخش شرقی آن
آب روها و حوضچه هایی جهت به جای آوردن آیین هایی خاص قرار داشته است.
__________________بر گرفته ازhttp://forum.pacyrus.com/showthread.php?t=58680