آتشکده نزد ایرانیان کهن
آتَشکَده به گونهای از نیایشگاههای
زرتشتیان گفته میشود که آتش در جای خاصی از آن قرار دارد و مهمترین
نیایشهای دینی در آن و در برابر آتش انجام میگیرد.
نام
آتشکده:
مرکب است از آتش + کده. جزء اخیر نیز مرکب است از کد+ ه نسبت است. کد از
ریشهٔ کَتَه اوستایی و آن نیز از مصدر کَن به معنی کندن مشتق شدهاست.
زرتشتیان معبد و آتشکده را «در ِمهر» هم میگفتهاند که یادآور سنتهای پیش
تاریخی در ایران و آیین مهر یا میتراییسم نیز هست.
بنا
بنا
بر نظر احمد تفضلی اطلاعات ما در مورد آتشکدهها عموما از دوره ساسانی و
اسلامی است. شکل و بنای آتشکدهها در همه جا یکسان بوده. معمولاً ً هر
آتشکده هشت درگاه و چند اتاق هشت گوشه داشته و آتشدان در وسط بنا واقع بوده
و پیوسته آتش مقدس در آن میسوخته. اما با گذر زمان و به تدریج در دین
زرتشت مقرر میشود که آفتاب بر آتش نتابد. بنابراین آتش را در فضای باز
نگهداری نکرده و اتاقی در وسط بنا ساختند که آتشدان در آن قرار داشت. تعداد
آتشکدهها بسیار بود و تأسیس آنها به زمان خیلی پیش از ظهور زرتشت، یعنی
زمان پیشدادیان (هوشنگ و جمشید) میرسید. ولی در عهد ساسانیان سه آتشکدهٔ
مشهور:
* آتشکده آذر گشسب یا آذر جشنس واقع در تکاب
* آتشکده آذربرزینمهر در سبزوار خراسان رضوی
* آتشکده آذر فرنبغ(یا آتشکده کاریان) در روستای کاریان از توابع جویم لارستان
به نام سه طبقهٔ اصلی اجتماعی در آن دوران یعنی طبقهٔ ارتشتاران و نظامیان، طبقهٔ کشاورزان و پیشه وران و طبقهٔ موبدان و روحانیان که با سه رنگ سرخ و سبز و سپید یا همان سه رنگ پرچم ایران مشخص میشدهاند، اهمیت مییابد. به زعم احمد تفضلی آتشکدهها بنا بر اهمیت نوع آتشی که در آن است، به سه دسته تقسیم میشوند: آتشِ بَهْرام، آدُران و دادگاه.
آتشکدههای خاموش
آتشکدههای
زیادی در کشور موجود است که بعد از تازش اعراب به ایران و همینطور در
دوران صفویه به اجبار خاموش شدند، تعدادی نیز با دست اعراب و یا خود
متعصبین ایرانی تخریب گشتند.
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
در کنار بلوار شهید بهشتی شهر آمل منطقه و چاکسر جای عظیم وآجری با پلان مربع شکل متعلق
به قرن نهم قرار دارد که احتمالا بعد از اسلام آوردن مردم آمل شکل آن تغیر یافته است
تاریخچه ای از کهن شهر آمل > جاذبه های تاریخی آمل
شهرستان آمل از شمال به شهرستان
محمود آباد، از شمال شرقی به شهرستان بابلسر، از شرق به شهرستان بابل، از
جنوب به استان تهران و از مغرب به شهرستان نور محدود است.واژه آمل که گونه
پهلوی آن آمویی (AMUI) است، بی گمان از قبیله باستان (آ) مردها یا (آ) ماردها گرفته شده است.مورخان باستانی باختری نام این قبیله را (مردی) (MARDIO) یا آمردی (َAMARDIO)
آورده اند.آماردها قوی، نیرومند و جنگجو بوده اند و ناحیه فعلی آمل را به
عنوان مرکز خود انتخاب نموده و نام خود را بر آن نهادند و بعد ها واژه (آماردها)
به سبب کثرت تلفظ به آملد - آمرد و آمل بدل شد.ابن اسفندیار در تاریخ
طبرستان آورده است که شهر آمل در سال 137 ه.ق به دست مسلمین افتاد.فریزر
نیز در سال 1238 ه.ق از زیبایی شهر آمل و پل مجلل دوازده دهنه آن نام برده
است.با توجه به اسناد تاریخی، این شهر حداقل از دوره ساسانی تا دوره مغول
پایتخت مازندران بود و سکه هایی نیز با ضرب آمل در زمان ساسانیان کشف شده
است. آمارد ها که جایگاهشان بین محل
استقرار اقوام تپور و کادوس نشان داده شده است، در جوار مرو ساکن بوده
اند.این قوم مهاجر از مردم مرو بوده و قومی بادیه نشین بوده اند که به تاخت
تاز در اراضی اقوام دیگر می پرداختند و به روزگار کوروش تا حوالی ماد
پراکنده گردیده بودند.قوم مارد پس از رانده شدن توسط مرویان به طبرستان
(آمل) آمدند که در کنار رود هراز (ضلع غربی آن) سکنی گزیدند و شهر آمل
پایتخت باستانی آن بوده است که اسم شهر آمل از نام آنان گرفته شده است.آمل
در زمان اشکانیان نیز معمور و آبادان بود که آنرا همو می نامیدند.در زمان
ساسانیان نیز شهر آمل از عمران و آبادانی برخوردار بود و مرکز ایلت مهم
طبرستان بوده است.به طور کلی بر اساس اسناد و مدارک تاریخی تکوین شهر به
زمان ساسانی برمیگردد.شهرطی مراحل تکوین خود از زیرساختها و عناصری چون ارگ
حکومتی، محلات، آتشکده و بازار برخوردار گردید.در این الگوی استقرار قصر و
عمارت حکومتی در موضع مکانی برتر با حصاری به دور آن قرار داشته است. بخش
های ورای آن نیز شبستان یا سواد یا حومه را در بر می گرفته که مامن سکونت
قشر اشراف مردم عادی بوده است.شهر آمل به سال 140ه.ق توسط اعراب مسلمان
تسخیر شد.به نظر می رسد که با فتح شهر یک جابجایی در مکان آن نیز صورت
گرفته است.چه در گذشته آتشکده ها در بخش شارستان قرار داشته است،حال آنکه
بقایای حاصل از آتشکده ها در وضع موجود با فاصله ای قابل توجه از بافت قدیم
قرار دارد.تحولی که در زمینه بینشی تحقق می یابد خود را در شکل مسجد جامع
می نمایاند.سیاحانی که بعد از ورود اسلام در دوره های مختلف از این شهر
بازدید کرده اند اواسط قرن سوم تا اواخر قرن چهارم هجری را اوج شکوفایی شهر
دانسته اند.این دوره مصادف با به قدرت رسیدن علویان می باشد و شهر آمل به
عنوان مرکز طبرستان مورد توجه قرار می گیرد.مرکزیت سیاسی، موقعیت سوق
الجیشی و مجاورت شهر با گذرگاههای بین منطقه ای، رشد و توسعه شهر را در
ابعادی اجتماعی رقم می زند.در عصر صفوی آمل رونق فراوان گرفت و حکام صفویه
به مازندران دلبستگی خاصی داشتند.شاه عباس که از جانب مادر با سلاله
مرعشیان خویشاوند بود به آمل علاقه زیاد داشت.به دستور او جاده کنار
رودخانه هراز آباد شد و در طول راه برای توقف چهارپایان و افراد کاروانسرا
ایجاد کردند.جاده شوسه ای که آمل را به ساری و گرگان وصل می کرد در زمان او
احداث شد.آرامگاه با شکوه سید قوام الدین مرعشی را به فرمان او مجددا
تعمیرات اساسی نمودند. به طور کلی می توان گفت که ساخت و ساز شهر بعد از
اسلام نیز تداوم دوره قبل از خود را داشته است.با این تفاوت که در این دوره
مسجد جامع به ساخت شهر افزوده می شود.و مقیاس شهر به لحاظ گسترش فعالیت
های گوناگون وسیعتر از گذشته می گردد.رشد و توسعه بازار به صورت فرمی خطی
باعث می گردد محلات مسکونی بیشتری را که مبنای زمینه های نژآدی، قومی و ...
شکل گرفته بودند، حول و حوش خود نظام دهد.
برگرفته ازhttp://www.amol.gov.ir