ابزار وبمستر

درود بر شما،شادمانی زندگی شما آرمان ما است"دَر ِمهر (آتشکده)) "

زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است، که نخواهد آمد تو نه در دیروزی، و نه در فردایی ظرف امروز، پر از بودن توست

به نام پرودگار یگانه زرتشت بر انگیخته شد تا با الهام اهورایی ، آیین راستی را در پرتو روشنایی گسترش دهد. گات ها –سرود-43 –بند 12 کسانی به رسایی و جاودانگی می رسند که به ندای وجدان خویش گوش فرا دهند .گات ها –سرود 45 –بند5 اهورا مزدا ، بهترین پاداش را به کسانی ارزانی می دارد که در انجام کار نیک کوشش کنند . گات ها –سرود 28 –بند 4 از خداوند یاری گرفته ، با ابزار منش نیک و به دور از پندار های نادرست به سرچشمه های دانایی برسیم . گاتها–سرود 30-بند 9 راستکار همان همان دانایی است که اندیشه خود را در گفتار بیان میکند و در کردار انجام می دهد . گات ها –سرود 31 – بند 12 هر گاه انسان به راستی روی آورد ،جلوه عشق و منش نیک بر او آشکار خواهد شد . گات ها –سرود 31-بند 17 به سخنان کسی گوش دهیم که اندیشه اش بر پایه راستی و آموزشهایش سود رسان است .گات ها –سرود 31-بند 19 اندیشه ،گفتار و کردار نیک ،ابزار مناسبی برای راهنمایی دروغکاران به راه راست است . گات ها –سرود 33-بند2 سرود گوی راست کرداری که از زیور دانش آراسته گردد دوست پروردگار است .گات ها سرود 33-بند 6 سخنان خود را در پرتو راستی و منش پاک بر زبان آورید تا همه به جان گوش کنند .گات ها –سرود 33-بند 7 پاداش نیک اهورایی برای کسانی است که با منش نیک کار می کنند و راستی را گسترش می دهند .گات ها –سرود 34-بند 14 در پرتو اندیشه پاک و راستی ،نیروی اهورایی را در ک کنیم و از زندگی درازی برخور دار شویم / گات ها –سرود 28-بند 6 بهترین نیکی به دانایی می رسد که راه راست و درست زندگی را برای رستگاری به دیگران می آموزد . گات ها –سرود 43-بند 3 جانفشانی برای نابودی دروغ و پیشرفت راستی از ارزش های انسانی است .گات ها سرود 46 –بند 4 خداوند در پرتو شهریاری و مهر خویش به نیک کاران رسایی و جاودانگی می بخشد . گات ها سرود 47-بند 1 چون می خواهیم به پروردگار نزدیک شویم ،پس نیک اندیشی و راستی را بر گزینیم . گات ها –سرود 34-بند 5 گفتارمان بر اساس نیک اندیشی و کردارمان در پرتو مهر و ایمان انجام شود . گات ها –سرود 47-بند 3 وقتی مردم به منش پاک روی آورند ، آرامش و ایمان در جهان شادی آفرین گسترش می یابد . گات ها –سرود 47-بند3 نیکو ترین بخشایش اهورایی به انسان ، رسایی و آرامش و پیوستگی به راستی است . گات ها –سرود 49-بند8 کسی در پرتو راستی و روشنایی به سر می برد که در پی آبادی و شادی جهان باشد .گات ها –سرود 50-بند2 کسی به سر چشمه حقیقت خواهد رسید که در پرتو راستی ، از منش نیک و نیروی معنوی یاری بگیرد. گات ها –سرود 50-بند 3 اندیشه تان پاک باشد تا در هنجار هستی ، بخشایشی نیک به شما پیشکش گردد.گات ها سرود 28-بند7 در راه گسترش آیین راستی و خرد ،تنو جان انسان پیشکشی بی ارزش است .گات ها سرود 33-بند14 خردمندی و دل آگاهی انسان را به شناخت مزدا و سرچشمه راستی نزدیک می کند . گات ها – سرود 33-بند 9 .

تصویر ثابت

آتشکده
X
تبلیغات
رایتل
درخت سرو و نمادهای آن در شاهنامه

درخت و نمادهای آن در شاهنامه

پویان پشوتنی

طرح از امین نبی‌پوردر جهان شاهنامه و اندیشه‌ی فردوسی، درخت جایگاهی بلند و نمادین دارد و سرشار از راز و رمزهاست.  تا بدان‌جا که نام ۵۷۰ درخت سرافراز را در شاهنامه می‌توان یافت. درخت در شاهنامه نماد پایداری و ایستادگی و سربلندی است. افزون بر آن‌که رمز بالندگی و پیشرفت نیز هست. در فرهنگ ایرانی، درخت پدیده‌ای خجسته و سپند و اهورایی است. آن‌چه در این‌جا به آن اشاره می‌شود برپایه‌ی پژوهش گسترده‌ای است که دکتر مهدخت پورخالقی درباره‌ی «درخت شاهنامه» انجام داده است.

آیین‌هایی که با درخت پیوند دارند
در شاهنامه شمار فراوانی از آیین‌ها را می‌توان یافت که پیوندی نمادین با درختان دارند. یک نمونه‌ی آن، آیین درختکاری به پاس برآورده شدن آرزوها و خواسته‌هاست. هنگامی که اسفندیار راهی جنگ با ارجاسب تورانی است، از خداوند می‌خواهد که او را در این نبرد یاری کند تا او به نشانه‌ی سپاسگزاری، درخت بنشاند و آتشکده برپا کند و ده هزار چاه آب بسازد:«به گیتی صد آتشکده نو کنم/ جهان از ستمکاره بی‌خو کنم؛ کنم چاه آب اندرو ده هزار/ نشانم درخت از بر کوهسار».
یک نمونه‌ی دیگر آیین‌های درختی شاهنامه، نهادن تخت شهریاران ایران در زیر درختان است. بزم‌ها و جشن‌های شاهنامه نیز در زیر درختان پُر برگ و بار و در باغ‌ها برگزار می‌شده است. در آن‌جا بود که تخت شاهی را در زیر انبوه‌ترین درخت می‌نهادند:«درختی زدند از بر گاه شاه/ کجا سایه گسترد بر تاج و گاه؛ بیامد نشست او به زرینه تخت/ به سر برش ریزنده مشک از درخت». چنین آیینی از آن‌رو بود که درخت، نماد سر سبزی و شادکامی و سرخوشی دانسته می‌شد.
آیین خاکسپاری مردگان در زیر درخت نیز در شاهنامه نمونه دارد. پیکر رستم را در باغ به خاک می‌سپارند و بر روی آن دخمه‌ای بلند می‌سازند. اسفندیار نیز آرزو می‌کند که ایکاش می‌توانست پیکر بی جان برادرش- فرشیدورد- را در جایی به خاک بسپارد که درخت سر برآورده باشد.
در جهان شاهنامه، گاه بر درختان بارور و میوه‌دار نیز خراج می‌نهادند که خود آیینی دیگر بود.

برخی از درختان شاهنامه
درخت سرو: درخت سرو در شاهنامه نمودی برجسته دارد. سرو نماد و رمز جاودانگی و نامیرایی است و در میان درختان از ارزش اساتیری بیشتری برخوردار است. سویه‌ای مینوی و سپند نیز دارد و نماد آزادگی و راستی و دادگستری نیز هست. سرو را «درخت ایران» نامیده‌اند. هنگامی که گشتاسب کیانی دین می‌پذیرد، درخت سروی را که اشوزرتشت از بهشت آورده بود، در برابر آتشکده‌ی مهربرزین کاشمر می‌کارد و بر آن سرو بلند می‌نویسد که: گشتاسب دین بهی را پذیرفت:«نخست آذر مهر برزین نهاد/ به کشمر نگر تا چه آیین نهاد؛ یکی سرو آزاده بود از بهشت/ به پیش در آذر آن را بکشت؛ نبشتی بر آن زاد سرو سهی/ که پذرفت گشتاسب دین بهی؛ گوا کرد مر سرو آزاد را/ چنین گستراند خرد داد را».
درخت نارون: تابوت جهان پهلوان شاهنامه، رستم، از درخت نارون ساخته شده است.
درخت ساج: در شاهنامه، از این درخت نیز کرسی و تخت و تابوت می‌سازند. ساختن مهره‌های شطرنج نیز از چوب درخت ساج است.
درخت ترنج: در شاهنامه درخت ترنج و میوه‌ی آن نماد پیروزی و شکوه و غرور و سربلندی است و به نشانه‌ی پیروزی، میوه‌ی آن را در دست می‌گیرند. در یکی از داستان‌ها- داستان «رستم و اسفندیار»- رستم، ترنج به دست بر کرسی زر می‌نشیند:«بیامد بر آن کرسی زر نشست/ پُر از خشم و بویا ترنجی به دست».
درخت سخنگو: درختی نمادین در شاهنامه است که اسکندر با آن سخن می‌گوید و درخت سخنگو، آینده‌ی او را پیشگویی می‌کند. درخت سخنگوی شاهنامه، دو بُن دارد و نرینه و مادینه است. سخن گفتن درخت، ریشه در اندیشه‌ی جاندار پنداری مردمان باستان دارد. آن‌ها درخت را همانند انسان دارای شعور و فهم می‌دانستند و موجودی زنده گمان می‌بردند. پس در نگاه آنان سخن گفتن یک درخت، چندان شگفت‌آور نبود. این جاندار پنداری(آنیمیسم) در دیگر عناصر طبیعت نیز در دیده می‌شود. چنینان باستان نیز باور داشتند که درخت سرو، سخن می‌گوید.
دیگر درختان شاهنامه: در شاهنامه به درختان فراوان دیگری اشاره شده است. همانند:صنوبر، زیتون، توت، سنجد، عناب، آبنوس، خدنگ، گز، بید، سیب، خرما، شمشاد، نارون، چنار، صندل، بادام و بسیارانی دیگر.

سوزاندن درختان
نمونه‌هایی از سوزاندن درختان در شاهنامه دیده می‌شود که سرانجامی تخ و ناگوار در پی دارد. فرامرز به کین‌خواهی رستم، چناری را که شغاد- کشنده‌ی رستم- در درون آن پناه گرفته بود، آتش می‌زند: به کردار کوه آتشی برفروخت/ شغاد و چنار و زمین را بسوخت. اما فرامرز، سرانجام، به دست بهمن به دارآویخته می‌شود و زندگیش پایانی ناگوار می‌یابد. فریدون نیز در سوگواری فرزندش ایرج، درختان سرو را می‌سوزاند: گلستانش برکند و سروان بسوخت/ به یکبارگی چشم شادی بدوخت. فریدون نیز بینایی چشمانش را از دست می‌دهد. این کار او، ریشه در آیین سوکواری بسیار کهنی دارد.

یاری‌نامه
در این نوشتار، افزون بر پژوهش دکتر پورخالقی به نام «درخت شاهنامه»(۱۳۸۱)، از جستار «نگاهی به جایگاه درختان و گیاهان مقدس در شاهنامه‌ی فردوسی» نوشته‌ی دکتر بهناز پیامنی(کتاب ماه- شماره پیاپی ۱۵۱) و کتاب «نمادها و رمزهای گیاهی در شعر فارسی» نوشته‌ی دکتر حمیرا زمردی(۱۳۸۷) بهره برده شده است.

تارنمای امرداد




نوشتارهای با ارتباط با این نوشته:

  1. درخت سرو پیرسبز خشک شد رشید شهرت حدود یک ماه پس از اینکه در سایت برساد از احتمال خشک شدن درخت سرو پیرسبز خبر دادیم، موبدیار شاه بهرام بلیوانی به خشک شدن قطعی این درخت...
  2. نابودی درختان سرو ٢۶٠٠ساله ایلام سورنا لطفی‌نیا یکی از ذخیره‌گاه‌های کم‌مانند استان «ایلام»، درختان ۲۶۰۰ ساله‌ی هستند که آن‌ها را به نام «سروهای زربین» می‌شناسند. افزون‌بر ناشناخته ماندن این گستره‌ی طبیعی تاریخی، درختان سرو نیز،...
  3. فراخوان مقاله زن در شاهنامه بنیاد فرهنگی جمشید با همکاری باشگاه شاهنامه پژوهان به مناسبت جشن سپندارمزدگان از پژوهشگران شاهنامه دعوت نموده است تا نوشتارهای خود را با موضوع زن در شاهنامه ارسال کنند. آخرین...
  4. سدره و کشتی، نمادهای خرد و وجدان موبد مهراب وحیدی بنابرآیین زرتشتی هرنوجوان با رسیدن به ۱۵ سالگی سدره‌پوش می‌گردد و دین خویش را برمی‌گزیند و باوربر این است که سدره‌وکشتی، نگاهبان آدمی در برابر سختی‌های بیرونی...
  5. سرنوشت «سرو کاشمر» در شاهنامه میرزاآقا عسگری.مانی آفرین فردوسی پژوهش زنده یاد:محمد جعفر محجوب انتشارات مروارید. سال ۱۳۷۱. تهران این هفته کتاب «آفرین فردوسی» اثر زنده یاد دکتر محمدجعفر محجوب را به شما معرفی می...